همسنگری 110 http://hamsangari110.mihanblog.com 2018-11-18T06:45:51+01:00 text/html 2011-11-11T17:35:14+01:00 hamsangari110.mihanblog.com عباس قدیمی مدیریت جهانی به راستی از آن کیست؟ http://hamsangari110.mihanblog.com/post/45 <br><div style="text-align: justify; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><font size="3">در قرن اخیر یکی از مهم ترین چالشهای فراگیر دنیا، بحث مدیریت جهانی است.&nbsp; اینکه چه کسی سکانداری کشتی بین الملل را برعهده بگیرد مسئله ایست که خصوصا در چند سال اخیر مبحث روز مجامع بین المللی شده است. در این میان، ایالات متحده ی آمریکا به عنوان سردمدار طرح این مسئله در جهان، به زعم خویش توانسته است هدایت جهان را بر عهده گرفته و در این بین از هیچ تلاشی در جهت تحقق اهداف خود فروگذار ننموده است. حمله ی به کشورهای منطقه در چند سال اخیر آن هم به بهانه ی تروریسم و کنترل آن، می تواند شاهدی بر این مدعا باشد. در همین راستا منطقه ی خاورمیانه به عنوان مهمترین و استراتژیک ترین منطقه ی دنیا،&nbsp; به عنوان مقر اصلی این شیطان بزرگ شده و تا کنون عمده ی حملات و دست اندازی های نظامی خود را در این منطقه یا در اطراف این منطقه انجام داده است. اشغال افغانستان و عراق و تلاش در جهت همراه کردن کشورهای عربی منطقه و ایجاد پایگاه های نظامی مختلف در نقاط مختلف خاور میانه، خود دلیل محکمی برای اثبات سیاست های توسعه طلبانه آمریکا و به طریق اولی رسیدن وی به مدیریت جهانی دنیا و منطقه است. <br>با اندکی دقت در این مسئله و بررسی تحولات اخیر منطقه و جهان خصوصا در چند ماه اخیر در می یابیم که گرچه تمام تلاش ها از سوی دولت آمریکا صورت می گیرد، اما گویی دنیا به سمت دیگری در حال حرکت است و این جهت، نه در راستای سیاست های استکباری که در راستای بیداری و هوشیاری جامعه ی ملل است و تعیین کننده ی اصلی چیزی نیست جز انقلاب اسلامی ایران .<br>آری نهال انقلاب جهانی امام روح الله اگرچه مدت زیادی از عمر با برکت آن نمی گذرد، امام توانسته است سرتاسر جامعه ی بین المللی را تحت تاثیر عدالت خواهی و بیداری اسلامی خود قرار دهد. اوضاع جهانی حاکی از آن است که بی شک این نهال تنومند اما در عین حال نورسته ی خمینی کبیر است که مدیریت جهانی را به عهده گرفته است و دنیا را به سمت بیداری و هوشیاری پیش می برد. قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در منطقه و هدایت تحولات و انقلاب های منطقه در راستای اهداف انقلاب اسلامی و همسو نمودن تمامی قیام ها در راستای انقلاب اسلامی چیزی است که مدیریت جهانی نهال روح الله را نشان می دهد. پیش گویی های&nbsp; اما بزرگوار در انحلال نظام کمونیستی شرق و تحقق وعده های مقام معظم رهبری در انحطاط نظام سرمایه داری غرب، خود دلیل دیگری بر ادعای مدیریت جهانی انقلاب جهانی خمینی کبیر است. ادعایی که با وعده ی کشیده شدن بیداری اسلامی خاور میانه به قلب اروپا آن هم از سوی ولی امر مسلمین جهان بیش از پیش قوت گرفت و اکنون کار بدین جا رسیده است که امت حزب الله با اقتدار اعلام می کند که مدیریت جهانی دنیای امروز در دست انقلاب اسلامی است و سکاندار اصلی آن کسی نیست جز نایب الامام العصر حضرت امام خامنه ای!&nbsp;&nbsp; <br><br><br></font><img style="width: 500px; height: 205px;" src="http://www.gerdab.ir/files/fa/news/1390/6/22/15739_866.jpg" alt="" vspace="0" align="absbottom" border="0" hspace="0"><br><font size="3">&nbsp; <br><br></font></div> text/html 2011-09-14T07:24:54+01:00 hamsangari110.mihanblog.com عباس قدیمی «ترکیه» اهرم غرب برای نفوذ در جهان اسلام http://hamsangari110.mihanblog.com/post/44 <br><div style="text-align: justify;">&nbsp; چگونه می‌توان باور کرد ترکیه با این میزان هماهنگی با غرب و دریافت ظرفیت‌های نظامی و اقتصادی از آنان، راهی جداگانه طی کند؟ پاسخ به این سؤال نیازمند نگاهی عمیق به ریشه‌های شکل‌گیری نظام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کنونی در ترکیه و نیز راهبردهای طولانی مدت غرب برای این کشور است.<br><br>مهدی آرمین؛ انقلاب اسلامی ایران پدیده‌ای شگرف در تاریخ معاصر جهان به شمار می‌رود. پیروزی انقلاب اسلامی ایران موجب گردید که بسیاری از معادله‌های سیاسی و تئوری‌های اجتماعی دچار تغییر و تحول شود. با این وجود مهم‌ترین ویژگی انقلاب اسلامی ایران در احیای اسلام و معرفی دوباره‌ی آن به جهان بود. ویژگی ظلم ستیزی و استکبار ستیزی اسلام موجب شد که جهان غرب از همان ابتدا به مقابله با انقلاب اسلامی ایران برآید. غربی‌ها و به خصوص آمریکا بارها با روش‌های مختلف به مقابله با انقلاب اسلامی ایران برخاسته‌اند.<br><font size="3">&nbsp;<br>مبارزه‌ی سخت</font><br><br>*وقوع جنگ تحمیلی عراق برضد ایران نمونه‌ی بارز مقابله‌ی سخت جهان غرب با انقلاب اسلامی ایران بود.<br><br>*ترور شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی نیز یکی دیگر از روش‌های مقابله‌ی سخت غرب طی دهه‌ی اول پیروزی انقلاب اسلامی ایران بود.<br>&nbsp;<br>نکته: در مبارزه‌ی سخت، غربی‌ها از تئوری برخورد تمدن‌ها پیروی می‌کردند. غربی‌ها با این اقدام‌ها نه تنها به اهداف خود نرسیدند بلکه موجب شدند اسلام و انقلاب اسلامی به عنوان مکتب مبارزه با ظلم و استکبار به جهان معرفی شود.<br>&nbsp;<br><font size="3">مبارزه‌ی نیمه سخت</font><br><br>&nbsp;ایجاد گروه‌هایی مانند القاعده و یا طالبان که با معرفی خود به عنوان مسلمانان واقعی به اقدام‌های خشونت آمیز مبادرت می‌کردند با هدف مخدوش کردن چهره‌ی اسلام انجام شد.<br>اقدام‌های خشونت آمیز اعضای القاعده که عمدتاً به شکل منفجر کردن مراکز عمومی از جمله فرودگاه‌ها، ایستگاه‌های مترو، قطار، مراکز پزشکی و مجامع عمومی همراه بود، مسلمانان در جهان بعضاً در موضع انفعالی قرار گرفتند.<br><br><font size="3">مبارزه‌ی نرم</font><br>&nbsp;<br>غرب در مبارزه‌ی نرم با انقلاب اسلامی ایران روش‌های متعددی را در پیش گرفت، مانند: «مبارزه‌ی فرهنگی، تبلیغات رسانه‌ای، مبارزه‌ی سیاسی در داخل، مبارزه‌ی سیاسی در خارج»&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <br>&nbsp;<br><font size="3">مبارزه‌ی فرهنگی</font><br><br>*کشورهای غربی و به‌ویژه آمریکا طی دهه‌های گذشته جبهه‌ی فرهنگی بزرگی را برضد ایران ایجاد کرده‌اند. تهیه و تولید ده‌ها و صدها فیلم، رمان و انتشار آن در وسعت بین المللی از آن جمله است. تهیه‌ی فیلم‌هایی مانند: «300، بدون دخترم هرگز و ...» نمونه‌ی بارز این‌گونه تولیدات است.<br><br>*هم‌چنین ایجاد ذائقه‌های مختلف در زمینه‌های متعدد فرهنگی برای جوانان و نوجوانان از دیگر روش‌های مبارزه‌ی فرهنگی غرب برضد انقلاب اسلامی بوده است.<br><br><font size="3">تبلیغات رسانه‌ای</font><br><br>ایجاد شبکه‌های مختلف رادیویی و تلویزیونی از نمونه‌های بارز نبرد نرم غرب با انقلاب اسلامی محسوب می‌شود.<br><br><font size="3">ترغیب مبارزه‌های سیاسی در داخل</font><br><br>&nbsp;ترغیب جناح‌ها و گروه‌های سیاسی داخل ایران برای مقابله با نظام از جمله روش‌های دیگر نبرد نرم غرب برضد انقلاب اسلامی محسوب می‌شود. رویدادهای سیاسی چند سال گذشته، مؤید این ادعا است.<br><br><font size="3">ترغیب مبارزه‌های سیاسی در خارج</font><br><br>راه اندازی تبلیغات سیاسی متعدد نظیر هشدار نسبت به فعالیت‌های هسته‌ای ایران، وضعیت حقوق بشر، ایجاد تردید در آزادی‌های فردی و اجتماعی و در نهایت اعمال تحریم‌های متعدد از جمله مصادیق جنگ نرم در عرصه‌ی مبارزه‌های سیاسی خارجی برضد انقلاب اسلامی است.<br><br><font size="3">الگوسازی</font><br><br>* صاحب‌نظران و کارشناسان حوزه‌ی جنگ و نبرد نرم در زمینه‌ی روش‌های مختلف نبرد نرم تاکنون مطالب بسیاری در قالب کتاب، مقاله و سخنرانی به افکار عمومی ارایه کرده‌اند. بهره‌گیری از تبلیغات رسانه‌ای، استفاده از ابزار هنر، بهره‌برداری از سنت‌ها و دیگر موارد از جمله روش‌های نبرد نرم است که هم برای اندیشمندان و هم برای افکار عمومی شناخته شده است.<br><br>* با کهنه شدن این روش‌ها، غرب روش جدیدی را ابداع کرده و در صدد به‌کارگیری آن است که به نظر می‌رسد تاکنون از دید اندیشمندان این حوزه نیز مغفول مانده و آن روش الگو سازی است.<br><br>* به نظر می‌رسد که این بار ترکیه با برعهده گرفتن این مسؤولیت (الگو سازی) تلاش می‌کند تا ایفاگر نقش مبارزه‌ی نرم برضد انقلاب اسلامی ایران باشد.<br><br>* در این روش کشوری مانند ترکیه به عنوان الگو به مسلمانان جهان معرفی می‌شود. معرفی ترکیه به عنوان الگو به مسلمانان جهان، مزایای منحصر به‌فردی برای غرب دارد:<br><br>1- ترکیه کشوری سکولار است. چنان‌چه مسلمانان جهان این کشور را به عنوان کشور الگو بپذیرند در آن صورت سکولاریسم را نیز پذیرفته‌اند.<br><br>2- ترکیه به رغم چند حرکت ضد اسراییلی طی سال‌های اخیر، مقابله با رژیم صهیونیستی را یک اصل اعتقادی نمی‌داند و صرفاً در چارچوب‌های سیاسی با برخی اقدام‌های اسراییل مخالفت می‌ورزد.<br><br>3- ترکیه رژیم صهیونیستی را به رسمیت می‌شناسد. چنان‌چه مسلمانان جهان ترکیه را به عنوان الگو بپذیرند به معنای آن است که قبول کرده‌اند اسراییل را نیز به رسمیت بشناسند.<br><br>4- بسیاری از اقدام‌های خلاف شرع در ترکیه زیر لوای سکولاریسم در حال انجام است. اگر مسلمانان ترکیه را به عنوان الگو قبول کنند به معنای آن است که قبول کرده‌اند این‌گونه اقدام‌های خلاف شرع منطبق با موازین اسلامی است.<br><br>5- چنان‌چه مسلمانان جهان ترکیه را به هر دلیل به عنوان الگو بپذیرند، این به معنای آن است که رهبری جهان اسلام به آنکارا منتقل شده است و این یک پیروزی بزرگ برای غرب محسوب می‌شود.<br><br><img style="width: 484px; height: 759px;" src="http://www.aftabnews.ir/images/docs/000086/n00086352-t.jpg" alt="" vspace="0" align="absmiddle" border="0" hspace="0"><br>&nbsp;<br><font size="3">ترکیه و چالش با اسراییل</font><br><br>ترکیه طی سال‌های گذشته وارد چالشی جدی با اسراییل شده است و این در حالی است که چنین جهت‌گیری سیاسی از سوی آنکارا برضد اسراییل در تاریخ سیاست معاصر ترکیه بی‌سابقه است.<br><br>- درگیری لفظی «رجب طیب اردوغان» نخست وزیر ترکیه در اجلاس «داووس» با «شیمون پرز» که چند سال پیش روی داد، توجه افکار عمومی جهان و به‌ویژه جهان اسلام را به خود جلب کرد. نخست وزیر ترکیه در واکنش به بمباران غزه توسط اسراییل، شیمون پرز رییس رژیم صهیونیستی را به جنایت برضد بشریت محکوم کرد.<br><br>- 16 ماه پیش، ترکیه یک کشتی حامل کمک‌های بشردوستانه به مقصد غزه اعزام کرد. این کشتی توسط نیروهای اسراییل هدف قرار گرفت و 8 سرنشین آن کشته شدند. از آن زمان آنکارا با محکوم کردن این اقدام اسراییل خواستار عذرخواهی تل‌آویو از ترکیه شد و روابط دو طرف به تیرگی گرایید.<br><br>- تل‌آویو اعلام کرد هرگز از ترکیه عذرخواهی نخواهد کرد.<br><br>- پس از 16 ماه سازمان ملل طی گزارشی دو پهلو اعلام کرد اسراییل با هدف قرار دادن کشتی حامل کمک‌های انسان دوستانه به غزه، مرتکب خلافی نشده است.<br><br>- «عبدالله گل» رییس جمهوری ترکیه به دنبال این گزارش سازمان ملل اعلام کرد که این گزارش را قبول ندارد.<br><br>- پس از آن دولت ترکیه در 11 شهریور ماه جاری سفیر اسراییل را از آنکارا اخراج کرد که در تاریخ معاصر ترکیه بی‌سابقه بوده است.<br><br>- به دنبال اخراج سفیر اسراییل از ترکیه، آنکارا تمامی قراردادهای نظامی و امنیتی خود با اسراییل را لغو کرده است.<br><br>- به این ترتیب روابطی که نیم قرن برای آن تلاش شده بود با غرق شدن یک کشتی از هم پاشید.<br>&nbsp;<br><br>صاحب‌نظران و کارشناسان حوزه‌ی جنگ نرم با روش‌های مختلف هم‏چون بهره‌گیری از تبلیغات رسانه‌ای، استفاده از ابزار هنر، بهره‌برداری از سنت‌ها و... به ارایه مطالب برای افکار عمومی پرداختند؛ اما با کهنه شدن این روش‌ها، غرب روش جدیدی را ابداع کرده و در صدد به‌کارگیری آن است که به نظر می‌رسد که این بار ترکیه با برعهده گرفتن این مسؤولیت (الگو سازی) تلاش می‌کند تا ایفاگر نقش مبارزه‌ی نرم برضد انقلاب اسلامی ایران باشد.<br><br>&nbsp;<br><br><font size="3">ترکیه و منطق سیاسی</font><br><br>روشن است که این اقدام‌های ترکیه با منطق سیاسی تطبیق نمی‌کند و برای درک ماهیت این رویدادها باید منطق دیگری مبنا قرار گیرد. اظهارات عبدالله گل رییس جمهور ترکیه مبنی بر این‌که گزارش سازمان ملل در خصوص غرق شدن کشتی کمک رسانی به غزه را قبول ندارد و نیز اخراج سفیر اسراییل از آنکارا به معنای آن است که:<br><br>- ترکیه به طور مستقیم با غرب سرشاخ شده است.<br><br>- ترکیه به تمامی امتیازهای اقتصادی و سیاسی که از غرب دریافت می‌کرد، پشت کرده است.<br><br>- ترکیه وارد جنگ سیاسی با اسراییل شده است.<br><br>- ترکیه از عضویت در اتحادیه‌ی اروپا چشم پوشی کرده است.<br><br>- ترکیه خود را به خط مقدم مقابله با اسراییل رسانده است.<font size="3"><br>&nbsp;<br>چرا و در برابر چه؟</font><br><br>به واقع چرا ترکیه چنین وارد نبرد با اسراییل شده است و چه انگیزه‌ای برای چنین مواضعی دارد؟ آیا واقعاً آنکارا به خاطر غرق شدن یک کشتی امدادرسانی، آماده است که تمامی منافعی را که طی بیش از نیم قرن گذشته از غرب کسب کرده به یک‌باره از دست بدهد؟واقعیت این است که ترکیه به دو علت عمده و یا به خاطر دو محور اساسی، شایستگی اتخاذ چنین مواضعی را ندارد.<br><br>1- محور نخست این است که زاویه‌ی دید سیاسی ترکیه به اسراییل به هیچ وجه اعتقادی نیست. ترکیه موجودیت اسراییل را قبول دارد بنابراین نمی‌تواند به عنوان یک دولت با آن تقابل جدی داشته باشد.<br><br>- اگر ترکیه خود را در جبهه‌ی مخالف اسراییل می‌بیند چرا به جبهه‌ی مخالفان اسراییل مانند: «سوریه و حزب الله» نمی‌پیوندد و چرا با دولت سوریه نیز به تقابل می پردازد؟<br>&nbsp;<br>2- محور دوم این‌که ترکیه ظرفیت‌های مقابله‌ی جدی با اسراییل را ندارد. زیرا:<br><br>- ترکیه عضو ناتو است و ناتو به‌طور غیرمستقیم و از راه پیمان‌های نظامی و امنیتی که واشنگتن با تل‌آویو دارد خود را موظف به دفاع از اسراییل می‌داند.<br><br>- اقتصاد ترکیه در شرایطی به روند شکوفایی خود ادامه خواهد داد که روابط قوی آنکارا با غرب حفظ شود. اقتصاد ترکیه به شدت به صادرات به کشورهای غربی وابسته است. چنان‌چه این روابط مخدوش شود، اقتصاد ترکیه نیز زیان جدی خواهد دید.<br><br>- ممکن است که گفته شود مقام‌های جدید آنکارا با رویکرد متفاوتی که نسبت به مسایل داخلی و خارجی دارند در صدد اصلاح ساختارهای سیاسی و جهت‌گیری‌های این کشور هستند.<br><br><br>- در پاسخ باید گفت: در حالی که دولت ترکیه نمی‌خواهد و یا نمی‌تواند افکار عمومی داخل و خارج این کشور را متقاعد سازد که زنان و دختران این کشور می‌توانند با پوشش دلخواه خود (با حجاب) وارد دانشگاه‌ها شوند در آن صورت چگونه توانسته مقام‌های آمریکایی و ناتو را متقاعد کند که عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی باقی بماند ولی با اسراییل نیز وارد نبرد سیاسی شود؟<br><br>&nbsp;<br><font size="3">واقعیت پنهان؟</font><br><br>واقعیت این است که به نظر نمی‌رسد آنکارا قصد رویارویی جدی با اسراییل و یا غرب را داشته باشد، بلکه بالعکس تمامی این اقدام‌ها می‌تواند بخشی از یک طرح هماهنگ باشد تا با الگوسازی ترکیه به عنوان یک کشور ایده‌آل، آنکارا بتواند رهبری جهان اسلام را به‌دست گیرد. به نظر می‌رسد که غرب به این نتیجه رسیده که ترکیه بهترین اهرم برای نفوذ در جهان اسلام است. ترکیه در سال 2001 میلادی در اثر یک بحران شدید اقتصادی و مالی تا لب پرتگاه پیش رفت. ولی از سال 2002 میلادی که حزب عدالت و توسعه به رهبری اردوغان قدرت را به دست گرفت ناگهان همه چیز تغییر کرد. «کمال درویش» از مدیران بانک جهانی که زمانی قرار بود جای استراوس کان را بگیرد یک برنامه‌ی اقتصادی عظیم به راه انداخت که نتایج آن خیره کننده بود. این برنامه‌ی اقتصادی به طور قطع در سایه‌ی مخالفت با غرب و یا اسراییل به ثمر نمی‌نشست.<br>&nbsp;<br>با اجرای این برنامه، رشد اقتصادی ترکیه تا سال 2007 میلادی سالی 6 درصد بود. هیچ کشوری مانند ترکیه نتوانست از بحران‌های مالی سال‌های 2008 و 2009 میلادی عبور کند. رشد اقتصادی ترکیه در سال 2010 میلادی بیش از 9 درصد گزارش شده است. به عبارت دیگر ترکیه همانند چین بیش‌ترین رشد اقتصادی را در میان کشورهای جهان داشته است. مجموع بدهی ترکیه 41 درصد کل تولید ناخالص ملی گزارش شده است. اکثر کشورهای اروپایی آرزوی داشتن چنین وضعیت اقتصادی را دارند. درآمد سرانه‌ی ملی در ترکیه از زمانی که اردوغان به قدرت رسیده، سه برابر شده است. روزنامه‌ی «اکونومیست» انگلیس ترکیه را «چین اروپا» توصیف کرده است. نکته‌ی حایز اهمیت این‌که این موفقیت‌های اقتصادی فقط در سایه‌ی پشتیبانی غرب صورت گرفته است، بنابراین آنکارا نمی‌تواند هرگز به یک رویارویی جدی با غرب بیندیشد.<br><br><font size="3">ریشه‌های حزب عدالت و توسعه</font><br><br>- گرچه بنیان‌گذاران حزب «عدالت و توسعه» به رهبری اردوغان خود را فرزندان حزب «رفاه» به رهبری «نجم‌الدین اربکان» و شاگردان وی می‌دانند ولی واقعیت این است که حزب عدالت و توسعه دیدگاه‌های متفاوتی با حزب اسلام‌گرای «رفاه» و نجم الدین اربکان رهبر فقید آن دارد.<br><br>-&nbsp; به بیان دیگر حزب عدالت و توسعه بیش از آن‌که متأثر از اندیشه‌های اسلامی حزب «رفاه» به رهبری نجم الدین اربکان باشد، تحت تأثیر اندیشه‌های «فتح الله گولن» و جنبش وی است. در واقع برای حزب عدالت و توسعه، رهبر واقعی گولن است نه اربکان.<br><br>- نجم الدین اربکان به عنوان یک مسلمان در تلاش برای احیای تفکرات و اندیشه‌های اسلامی در عرصه‌ی سیاسی ترکیه بود و کوشید تا اقتصاد اسلامی را در ترکیه به اجرا درآورد. اربکان آشکارا مبانی سکولاریسم را مورد انتقاد قرار می‌داد به همین دلیل نیز با واکنش نظامیان ترکیه روبه‌رو گردید و با یک کودتا از کار برکنار شد. نظامیان حتی وی را از فعالیت سیاسی سطح پایین نیز منع کردند.<br><br>- در حالی که رهبران حزب عدالت و توسعه معتقدند می‌توان لیبرالیسم را با اسلام تلفیق کرد. اردوغان بر این اساس از یک سو خود را طرف‌دار مبانی اسلام معرفی می‌کند و از سوی دیگر از سکولاریسم دفاع می‌کند و خود را پای‌بند به آن می‌داند. <br>&nbsp;<br><font size="3">فتح الله گولن کیست؟</font><br><br>«محمد فتح الله گولن» یک مدرس دروس الهیات اهل ترکیه است که هم اکنون در پنسیوانیای آمریکا زندگی می‌کند.<br><br>*گولن معتقد است نسخه‌ی پیشرفته‌ای از اسلام به جهان عرضه کرده است که می‌تواند موجب پیشرفت مسلمانان و جهان اسلام گردد، وی این نوع قرائت خود را از اسلام «اسلام آناتولیایی» می‌نامد.<br><br>*آموزه‌های گولن به‌شدت متأثر از آموزه‌های عالم اسلامی ترک به نام «سعید نورسی» است.<br><br>* محور اصلی تفکرهای گولن مبتنی بر مدارا و تسامح است. در فضای فکری ترکیه گولن به عنوان شخصی محافظه کار و میانه رو و البته مذهبی مطرح است. گولن معتقد است که هرگونه تغییر در جامعه باید از راه تغییر در آموزش صورت گیرد.<br><br>*از آن‌جایی که گولن معتقد است تغییر و پیشرفت در جوامع باید از راه تغییر در آموزش صورت گیرد از این رو از دهه‌ی 1970 میلادی با بودجه‌ی شخصی خود اقدام به تأسیس و راه اندازی مجموعه‌ی آموزشی کرد که به «جنبش گولن» معروف است.<br><br>*این جنبش با تأسیس مدارس مختلف ابتدا در ترکیه و سپس در نقاط مختلف جهان فعالیت خود را گسترش داد.<br><br>*گفته می‌شود در «جنبش گولن» چهار میلیون نفر به طور مستقیم مشغول فعالیت هستند. افراد همکار در این بنیاد عمدتاً دانش آموزان، معلمان، تجار، روزنامه نگاران و دیگر افراد تحصیل‌کرده در رشته‌های مختلف می‌باشند.<br><br>*جنبش گولن هم‌چنین شامل مدارس، دانشگاه‌ها، مؤسسه‌های حرفه‌ای و کاری و حتی ایستگاه‌های رادیویی و تلویزیونی است.<br><br>* در سال 2009 میلادی نشریه‌ی «نیوزویک» نوشت: «افراد جنبش گولن مدارس بسیاری را در نقاط مختلف جهان اداره می‌کنند که سرگرم تربیت و آموزش بیش از دو میلیون دانش آموز هستند. بسیاری از این دانش آموزان بورسیه‌ی کامل بنیاد گولن هستند.»<br><br>*تعداد مدارس گولن در ترکیه 300 مدرسه و در کل دنیا بیش از هزار مدرسه برآورد می‌شود که در کشورهای مختلف در سطح پنج قاره گسترده‌اند.<br><br>*تمامی مدارس بنیاد گولن در نقاط مختلف دنیا آموزش زبان انگلیسی را یکی از اولویت‌های خود می‌دانند. به همین علت تمامی فارغ التحصیلان این مدارس به زبان انگلیسی تسلط کامل دارند.<br><br>*کیفیت بالای آموزشی در این مدارس موجب شده که در نقاط مختلف جهان نه تنها ترک تبارها بلکه افراد بومی کشورهای مختلف نیز ترجیح دهند فرزندان خود را در این مدارس ثبت نام کنند.<br><br><br>*در واقع مدارس بنیاد گولن به صورت غیرمستقیم و با بهره‌گیری از ویژگی کیفیت بالای آموزش به تربیت نسلی در ترکیه و جهان می‌پردازد که تصویری متفاوت و متأثر از تسامح و مدارا از اسلام دارند.<br>&nbsp;<br>حزب عدالت و توسعه بیش از آن‌که متأثر از اندیشه‌های اسلامی حزب «رفاه» به رهبری نجم الدین اربکان باشد، تحت تأثیر اندیشه‌های «فتح الله گولن» و جنبش وی است. اربکان به عنوان یک مسلمان در تلاش برای احیای تفکرات و اندیشه‌های اسلامی در عرصه‌ی سیاسی و اقتصادی در ترکیه است. وی آشکارا مخالف و منتقد مبانی سکولاریسم است؛ به همین دلیل با واکنش نظامیان ترکیه روبه‌رو گردید و با یک کودتا از کار برکنار شد. در حالی که رهبران حزب عدالت و توسعه معتقدند می‌توان لیبرالیسم را با اسلام تلفیق کرد.<font size="3"><br><br>سؤالات بنیادین از بنیاد گولن</font><br><br>1- اگر هدف گولن از تأسیس چنین بنیادی در دهه‌ی 1970 میلادی، احیای اسلام واقعی در عرصه‌ی اجتماعی و سیاسی ترکیه بود، چرا دولت های سکولار و نظامی ترکیه در آن زمان و حتی پس از آن مشکلی در مسیر فعالیت این جنبش ایجاد نکردند؟<br><br>جنبش گولن در شرایطی طی 30 تا 40 سال گذشته به فعالیت بی‌وقفه‌ی خود ادامه داد که در حرکت‌های کوچک اسلامی مانند فعالیت‌های اربکان به‌شدت با واکنش تند نیروهای سکولار و نظامی ترکیه مواجه شد.<br><br>2- براساس آمار، جنبش گولن در داخل ترکیه فقط 300 مدرسه دارد در حالی بیش از یک‌هزار مدرسه در نقاط دیگر جهان تحت مدیریت بنیاد گولن اداره می‌شوند. چرا گولن به افقی فراتر از مرزهای ترکیه می‌اندیشد؟<br><br>3- آیا فعالیتی به این گستردگی فقط با صرف هزینه‌های شخصی امکان پذیر است؟ آیا چنین حرکتی می‌تواند بدون پشتیبانی کانون‌های سیاسی قدرت و بدون مواجهه با مزاحمت به کار خود ادامه دهد؟<br><br><font size="3">پاسخ</font><br><br>1- به نظر می‌رسد که کانون‌های سیاسی قدرت در غرب با اوج احساسات اسلام‌گرایی در سال‌های انتهایی دهه‌ی 1970 میلادی که با پیروزی انقلاب اسلامی ایران همراه بود و با توجه به ریشه‌های اسلامی موجود در ترکیه به این نتیجه رسیدند که بیش از این نمی‌توان با مکتب سکولاریسم مانع فعالیت‌ها و حرکت‌های اسلامی در ترکیه شد. به همین علت تلاشی را آغاز کردند که براساس آن قرائت جدیدی از اسلام با محوریت مدارا و تسامح و گرایش جدی به لیبرالیسم به مردم ترکیه عرضه شود.<br><br>2- از سوی دیگر همین کانون‌های سیاسی قدرت در غرب دریافتند که امواج اسلام‌گرایی متأثر از انقلاب اسلامی ایران به‌زودی افق‌های جهانی را به تصرف خود درخواهد آورد بنابراین نخست با ایجاد گروه‌های تندرو مانند: «طالبان» تلاش کردند چهره‌ای مخدوش از اسلام به جهان عرضه کنند و سپس با ارایه‌ی یک الگوی اسلامی معتدل و مبتنی بر لیبرالیسم، ذائقه‌ی اسلامی مردم سراسر جهان را به خود جلب کنند. تأسیس یک هزار مدرسه با دکترین «جنبش گولن» در جهان در همین چارچوب قابل ارزیابی است.<br><br>3- اکنون بنیاد گولن با تبلیغات وسیعی که دارد از رایزنی‌های فرهنگی کشور ترکیه نیز که پشتوانه‌ی مالی و سیاسی فراوانی دارند فعال‌تر و پرثمرتر است و این امکان، امتیاز بزرگی را برای حزب عدالت و توسعه فراهم می‌سازد.<br><br><font size="3">ریشه‌های تفکرات گولن</font><br><br>- پس از کودتای نظامی به رهبری «کنعان اورن» در سال 1980 و تصمیماتی که دولت نظامی وی در مورد آزادی اقتصاد، فراهم آوردن فرصت‌های شغلی بیش‌تر برای سازمان‌های غیردولتی و از جمله سازمان‌های دینی اعلام کرد، طریقت‌های دینی نیز احیا شدند که از میان این طریقت‌ها، طریقت «نور» هم احیا شد که «سعید نورسی» (1960- 1873) آن را تأسیس کرده بود. فتح الله گولن گرچه هیچ‌گاه سعید نورسی را ندیده بود ولی به‌شدت تحت تأثیر افکار و مکتب او قرار داشت.<br><br>- امروز در ترکیه، فتح الله گولن را مؤسس اسلام روشن‌گر و معتدل می‌دانند. زیرا وی و طرف‌دارانش جنبشی را تأسیس کرده‌اند که معتقدند توانسته‌اند دین ورزی و ناسیونالیسم را با تسامح و مردم سالاری پیوند دهند.<br><br>- بسیاری از مطبوعات غربی جهان، گولن را رهبر جنبش اجتماعی اسلامی و ناستیز با غرب می‌دانند که آینده‌ی خاورمیانه را به‌سوی اسلام اجتماعی جهت می‌دهد.<br><br>-&nbsp; فتح الله گولن حدود 30 سال قبل با همکاری تعدادی از دوستانش در «ازمیر» تصمیم به فعالیت در زمینه‌ی تعلیم و تربیت نسل جوان در داخل و خارج از ترکیه گرفت. وی هدف از تأسیس بنیاد آموزشی تحت مدیریت خود را این‌گونه توصیف می‌کند:<br><br>1- تأسیس مکان‌هایی در خارج از کشور جهت تعلیم و تربیت قبل از این‌که کشورهای دیگری مانند: «ایران» این خلاء را پر کنند.<br><br>2- پرورش نسل برتری که پس از 10 تا 15 سال این کشور را اداره کنند که از هم اکنون نشانه‌های آن دیده می‌شود.<br><br>3- گولن می‌گوید: «ما نتوانستیم ظرف 3 تا 4 سال از مرز 200 مدرسه در آسیا تجاوز کنیم ولی همه ساله بر تعداد 200 میلیون انسانی که به زبان ترکی سخن می‌گویند، چهل هزار نفر افزوده می‌شود. این نسل 40 هزار نفری به عنوان میسیونرهای داوطلب به تبلیغ ترکیه در چهار گوشه‌ی جهان می‌پردازند.<br><br>4-&nbsp; به عقیده‌ی گولن، معلمانی که از ترکیه برای تعلیم و اطراف جهان اعزام می‌شوند می‌توانند مانند دیپلمات انجام وظیفه کنند و پلی میان ترکیه و کشور محل مأموریت خود باشند و زمینه را برای همکاری‌های اقتصادی فراهم کنند.<br><br>نکته: اکثر فرزندان مسؤولین و مقام‌های ارشد کشورهای منطقه و به‌ویژه سفیران و نمایندگان کشورهای خارجی مقیم منطقه نیز در این مدارس تحصیل می‌کنند.<br>&nbsp;<br><font size="3">نمونه‌ای از مدارس گولن</font><br><br>1- پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، حدود 1500 مسجد در جمهوری آذربایجان احداث و یا احیا شده است. ادعا می‌شود که در این خصوص بیش‌ترین اهتمام و نفوذ از جانب ترکیه صورت گرفته است. گولن می‌گوید: «در سال 1990 که سراسر روسیه دچار بحران بود، دو نفر را به جمهوری آذربایجان اعزام کردیم. دانشگاه گولن در سال 1993 میلادی فعالیت خود را در جمهوری آذربایجان آغاز کرد. اکنون 750 دانش‌جو در آن مشغول به تحصیل هستند و همه ساله حدود 7 هزار تقاضا برای ثبت نام در این دانشگاه می‌رسد که فقط 10 درصد از آن‌ها شانس ادامه‌ی تحصیل در این دانشگاه را دارند.<br>&nbsp;<br>2-&nbsp; سیبری که امروز به فدراسیون روسیه وابسته است از 13 جمهوری خود مختار تشکیل شده که دوستان گولن در 10 جمهوری آن به فعالیت آموزشی و تربیتی مشغول‌اند. «نئوسیبریسکی» پایتخت سیبری شهری است که در آن کودکان روسی، زبان ترکی را مثل زبان مادری خود صحبت می‌کنند. افزون بر 500 دانش آموز این شهر به همین اندازه نیز بزرگسالان به یادگیری زبان ترکی به مراکز فراهنگی مراجعه می‌کنند.<br><br>3- در ترکمنستان ظرف مدت 5 سال 20 مؤسسه‌ی آموزشی تأسیس شده است و از 302 فارغ التحصیل این مؤسسه‌های آموزشی، 96 درصد از آن‌ها توانسته‌اند وارد دانشگاه شوند.<br><br>4- در ازبکستان در سال تحصیلی 93- 1992 میلادی تنها 18 مجتمع آموزشی با هزینه‌ای نزدیک به 12 میلیون دلار احداث شد. با گذشت 6 سال از آن تاریخ، مؤسسه‌های آموزشی ترک با 3500 دانش آموز از برگزیده‌ترین مدارس ازبکستان محسوب می‌شوند.<br><br>5- در بوسنی از سال 1995 میلادی به رغم جمعیت اندک آن سه کالج ترک آغاز به فعالیت کرد.<br><br>6- در افغانستان به رغم جنگ و درگیری، چهار کالج فتح الله گولن مشغول فعالیت هستند.<br><br>7- دانشگاه بین‌المللی قزاقستان در سال 1996 میلادی طی مراسمی از سوی «سلیمان دمیرل» و «نور سلطان نظربایف» رؤسای جمهوری وقت ترکیه و قزاقستان افتتاح شد. در این دانشگاه بیش از 400 دانش‌جو در رشته‌های علوم اداری، اقتصادی، تربیتی و مهندسی تحصیل می‌کنند.<br><br>8- دانشگاه «الاداغ» در قزاقستان، مدرسه‌ی عالی راه ساختمان در مغولستان، کالج و مدرسه‌ی بین‌المللی «پاک-ترک» در پاکستان، انستیتوی اسلامی در بلغارستان، انستیتو در داغستان، دانشکده‌ی علوم اقتصادی و اداری و دانشکده‌ی شرق شناسی و کالج مریدین لندن از دیگر دانشگاه‌ها و مدارس فتح الله گولن محسوب می‌شوند.<br><br><font size="3">حامیان گولن</font><br><br>فتح الله گولن برای انجام فعالیت‌های خود همواره از حمایت سران جمهوری ترکیه برخوردار بوده است.<br><br>1- «تورگوت اوزال» هشتمین رییس جمهوری ترکیه آخرین مسافرتش را برای مدارس فتح الله گولن انجام داد. او در بیمارستان به گولن گفت: «در خصوص فعالیت‌های آموزشی 50 بار به دولت‌مردان و وزارت خارجه سفارش کرده‌ام.»<br>&nbsp;<br>2-&nbsp;&nbsp;&nbsp; سلیمان دمیرل رییس جمهوری پیشین ترکیه درخصوص مدارس فتح الله گولن به ادوارد شوارد نادزه رییس جمهوری وقت گرجستان نامه ارسال کرد.<br><br>&nbsp;<br>3- «بلند اجویت» رییس جمهوری پیشین ترکیه در حمایت از گولن گفت: «اگر گولن و همراهانش آموزش معاصر را به آن کشورها نبرده بودند، ایران و عربستان سعودی در آن کشورها جایگاه برتر را به‌دست می‌آوردند.»<br>&nbsp;<br>4- گولن می‌گوید: «از تورگوت اوزال خواستم با کریم اف در ازبکستان تماس بگیرد. او زیاد این کار را انجام داده بود، گفت: تلفن می‌زنم ولی می‌ترسم پاسخم را ندهد.»<br>&nbsp;<br><font size="3">و سؤال آخر</font><br>&nbsp;<br>- چرا رؤسای جمهوری سکولار ترکیه که از جناح‌های مختلفی نیز بوده‌اند همواره از فعالیت‌های دینی گولن حمایت کرده‌اند؟(*)<br>&nbsp;<br>* مهدی آرمین؛ کارشناس مسایل استراتژیک<br><br>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <br> </div> text/html 2011-08-20T07:45:18+01:00 hamsangari110.mihanblog.com عباس قدیمی اندر احوالات ولایت پذیری مسئولین!!!!!!! http://hamsangari110.mihanblog.com/post/43 <P><BR><FONT size=3><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #ffffff">پرده ی اول</FONT> : سال 1390 هجری شمسی&nbsp; می شکفد و ولی امر مسلمین جهان این سال را سال جهاد اقتصادی می نامند.<BR>پرده ی دوم : مسئولین طراز اول کشور به سوی مقام معظم رهبری می شتابند و از ایشلن می خواهند تا ابعاد جهاد اقتصادی را به صورت روشن برایشان بازگو کند تا مانند سایر دستورات ولی امر اجرا کنند!!!!!!!!!!!! در این زمان رسانه ی ملی مسئول آگاهی بخشی و بیان زوایای پنهان این جهاد برای مردم می شود.<BR>پرده&nbsp; سوم: یک ماه از اولین دیدار مسئولین با مقام معظم رهبری نگذشته که آمار ها و گزارش ها شروع می شود.<BR>پرده ی چهارم : ماجرای عزل وزیر اطلاعات پیش می آید و .......<BR>پرده ی پنجم: ماجرای استیضاح وزیر امور خارجه پیش می آید و ........<BR>پرده ی ششم : ماجرای جریان انحرافی در این بین بازی گر نقش اول پرده های سوم تا nام می شود!!!!!<BR>پرده ی هفتم: صحبت های همه می شود جریان انحرافی و ............. در این میان همه دم از ولایت پذیری می زنند و ادعا می کنند اگر سرشان برود امر آقا را روی زمین نمی گذارند !!!!!!!!<BR>پرده ی هشتم: باز هم مسئولین می آیند و آمار می دهند . گو اینکه در جهاد اقتصادی سنگر آخر را دیگر فتح کرده ایم و الان زمان تثبیت مواضع است !!!!!!!<BR>پرده ی نهم : در دیدار ماه رمضان مسئولین با ولی امر مسلمین جهان، آقا باز هم اولویت کاری مسئولین را این بار با تاکید بیشتری جهاد اقتصادی&nbsp; می دانند .<BR>پرده ی دهم :&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; گزارش تلویزیونی شبکه ی سه سیما در 28 مرداد 1390:&nbsp;&nbsp;&nbsp; گزارش گر تلویزیون : دغدغه ی شما به عنوان یک شهروند چیست ؟&nbsp;&nbsp;&nbsp; مردم : بی پولی ، گرونی ، کار ، مسکن، بی پولی، ......،بی پولی ،..........، بی پولی، .........<BR>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نمایندگان مردم در خانه ی ملت:دغدغه ی من فقط و فقط انقلاب است! ، دغدغه ی من هم جریان&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <BR>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; انحرافی است ، الان باید خودمان را برای انتخابات پرشور مجلس شورای اسلامی آماده کنیم، !!!!<BR>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; دغدغه ی من ..........، دغدغه ی من ...............</FONT></P> <P><BR><FONT size=3>و پرده ی آخر: الان مسئولین آماده اند تا دوباره سال جدید فرا برسد و آقا اولویت کاریشان را ارائه دهد آخر آمار ها نشان می دهد جهاد گران اقتصادی به طور کامل فرمان قبلی را به خوبی اجرا کردند!!!!!!!!<BR></FONT></P> text/html 2011-08-07T10:51:02+01:00 hamsangari110.mihanblog.com عباس قدیمی شکست اصولگرایی :خیالی خام ! http://hamsangari110.mihanblog.com/post/42 <DIV style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN class=Apple-style-span style="FONT-SIZE: medium"><BR></SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN class=Apple-style-span style="FONT-SIZE: medium"><SPAN class=Apple-style-span style="FONT-SIZE: 11px"> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN class=Apple-style-span style="FONT-SIZE: medium">رفته رفته به انتخابات مجلس شورای اسلامی نزدیک می شویم و روزی نیست تا خبری در این زمینه نشنویم و نخوانیم .تمامی جریانات سیاسی همچون گذشته وارد میدان شده اند و در تلاش اند تا کرسی های مجلس را از آن خود کنند. جریان شکسته خورده ی اصلاحات نیز پس از آن که نتوانست اصلاحات آمریکاییش را در کشور به سر انجام برساند، در طول 8 سال فعالیت بی نتیجه ی خویش چیزی جز سرشکستگی و خفت را نصیب خود نساخت. این شکست با عدم توفیق در انتخابات مجلس هفتم و مهم تر از آن ریاست جمهوری دهم کامل شد و از این جریان بیگانه ی با جریان انقلاب اسلامی، جز جسدی بی جان و بی مایه باقی نگذاشت.</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN class=Apple-style-span style="FONT-SIZE: medium">اما با اتفاقاتی که در چند ماه گذشته در کشور رخ داد و جریان اصولگرایی را وارد جبهه ی مقابله ی با جریان انحرافی و &nbsp;پاکسازی دولت اصولگرا از این جریان ساخت ، این توهم به وجود آمد که شاید در میان جبهه ی متحد اصولگرایی انشقاق و اختلاف نظر ایجاد شده است و این اختلاف می تواند به عنوان یک دستآویز برای شکست این جریان گردد. در این راستا جریان شکست خورده ی اصلاحات بر آن شد تا دوباره وارد میدان گردد و با برنامه ریزی مجدد، عرصه را برای حضور &nbsp;مجدد خود در میدان سیاسی کشور باز نماید و اهداف نامیمون خود را مجددا از سرگیری نماید .در این میان با تغییر استراتژی و تلاش برای تطهیر کارنامه ی خود از جریان فتنه، &nbsp;به دنبال بازگشت مجدد به فضای سیاسی کشور می باشد .</SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: justify"><SPAN class=Apple-style-span style="FONT-SIZE: medium">هرچند که با ورود این جریان به صحنه ی انتخابات مجلس جدای از افزایش شور سیاسی در میان طبقات و اقشار مختلف مردم ، اصالت و همجنسی جبهه ی اصولگرایی با آرمان های انقلاب بیشتر و بیشتر می شود، اما جریان اصلاح طلبی باید بداند که جریان اصولگرایی یک تشکیلات صرف سیاسی نیست که بتوان آن را به انزوا کشاند و بر آن غالب شد بلکه جریان اصولگرایی تفکری است از جنس تفکر انقلاب اسلامی و تا هنگامی که ندای این تفکر در جهان طنین انداز است، اصولگرایی نیز با قدرت هرچه تمام تر خود پابرجاست و به حفظ و حراست از آرمان های انقلاب اسلامی پرداخته و با تاسی از منویات مقام عظمای ولایت بیش ازپیش به رشد و تعالی انقلاب شکوهند اسلامی همت می گمارد. &nbsp;&nbsp;</SPAN></DIV> <DIV><SPAN class=Apple-style-span style="FONT-SIZE: medium"></SPAN>&nbsp;</DIV> <DIV><SPAN class=Apple-style-span style="FONT-SIZE: medium">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</SPAN></DIV> <DIV><SPAN class=Apple-style-span style="FONT-SIZE: medium"></SPAN>&nbsp;</DIV> <DIV><SPAN class=Apple-style-span style="FONT-SIZE: medium"><IMG style="WIDTH: 508px; HEIGHT: 277px" height=1750 alt="" hspace=0 src="http://gallery.aftab.cc/data/media/53/parcham-e-iran_flag.jpg" width=2797 align=absBottom border=0></SPAN></DIV></SPAN></SPAN></DIV> text/html 2011-07-27T04:22:42+01:00 hamsangari110.mihanblog.com عباس قدیمی دهه ی چهارم انقلاب اسلامی و مدیرانی در طراز انقلاب اسلامی http://hamsangari110.mihanblog.com/post/41 <P align=justify><FONT size=3>بدون شک در جبهه ی جنگ نرم کنونی رسانه به عنوان مهمترین ابزار در این جنگ نقش اساسی و اصلی را بازی می کند. در این میان تاثیر گذاری و هدایت سایر رسانه از سوی یک رسانه ی خاص می تواند نتیجه ی نبرد را به نفع رسانه ی موثر و نوع نگرش وی به مسائل، تغییر دهد. به عبارت دیگر توانایی به دست گیری موج تبلیغاتی و خبری ایجاد شده از سوی این رسانه حاکی از توانایی و قدرت رسانه و از سوی دیگر نشان دهنده ی قدرت مدیریتی حاکم بر آن رسانه است . <BR>در جبهه ی انقلاب اسلامی و خصوصا پس از پیروزی دوم خرداد ، با توجه به فضای رسانه ای ایجاد شده در کشور رسانه های نوپای فراوانی ایجاد گردید. از بین این رسانه ها به جرات می توان گفت که تعداد بسیار زیادی از آن ها هدفی جز ایجاد تفکر لیبرال دموکراسی و نهادینه کردن این نوع نگرش در سطح وسیعی از جامعه خصوصا قشر نخبگان جامعه دنبال نمی شد . اما در این بین جبهه ی حزب الله به عنوان یگانه حامی انقلاب اسلامی و پرچم دار اصلی مبارزه با تفکر غربی حاکم، این بار نیز همچون سایر دوران های بحرانی انقلاب اسلامی وارد عمل شد و با پیروی از رهنمود های مقام معظم رهبری و ورود موثر و توانمند خویش در عرصه رسانه و ایجاد روزنامه ها و خبرگزاری های انقلابی از شدت خسارات وارده به بدنه ی انقلاب اسلامی از سوی دشمنان دوست نمای انقلاب کاست . <BR>در میان رسانه های انقلابی برخی رسانه ها با مدیریت هوشمندانه ی ارکان خود و با پیروی تمام و کمال از تدابیر ولی معظم فقیه توانستند با تاثیرگذاری برسایر رسانه ها و مدیریت اخبار در جامعه نقش بسزایی را در کاهش ضربات وارده به پیکره ی انقلاب اسلامی بازی کند .&nbsp; <BR>خبرگزاری فارس یکی از این دست رسانه هاست که چه در دوران اصلاحات و چه در دوران فتنه کارنامه ی درخشانی را از خود برجای نهاد . این خبرگزاری در دورانی که تمامی رسانه های اصلاح طلب با ارائه ی امکانات و مزایای اعجاب آور خود، به دنبال جذب خبرنگاران توانمند سطح جامعه توانست با تربیت نیروهای انقلابی و تزریق این افراد به فضای رسانه به میزان زیادی از شدت تخریب بکاهد. <BR>از آنجا که پیروزی هر مجموعه ی کاری را جز در نحوه ی مدیریتی حاکم بر آن نباید دید، پیروزی خبرگزاری فارس نیز از این قاعده مستثنا نبوده و مدیریت توانمند آن در این سالها، از این خبرگزاری یک چهره ی تاثیرگزار ساخته است.<BR>مقدم فر که تا دیروز مدیریت این خبرگزاری را بر عهده داشت فردی است متخصص و توانمند در عرصه ی رسانه که با تدابیر به کار گرفته در اداره ی این خبرگزاری، آن را به بلندگوی رسا و گویای انقلاب اسلامی مبدل کرده است. هوشمندی و توانمندی وی در امر فرهنگ و رسانه وی را به فردی مناسب تصدی پست های کلان فرهنگی کشور مبدل ساخته است. <BR>کارنامه ی درخشان مقدم فر در دوران فتنه نشان می دهد که این خبرگزاری در آن دوران الگویی آموزشی برای سایر رسانه ها بوده است. استراتژی به کار رفته از سوی او در آن دوران برگ زرینی بود که نشان داد ایشان از هوشمندی و توانایی بی بدیلی در عرصه ی جنگ نرم برخوردار بوده و به عنوان یک فرمانده ی توانمند می تواند در این جنگ ورود موثری داشته باشد. <BR>ما نیز به این مدیر توانا دستمریزاد گفته و از خداوند متعال سلامتی و موفقیت روز افزون برای وی در سایر عرصه های فرهنگی و رسانه ای خواستاریم.</FONT></P> <P><FONT size=3></FONT>&nbsp;</P> <P><FONT size=3><IMG style="WIDTH: 515px; HEIGHT: 321px" border=0 hspace=0 alt="" align=absBottom src="http://www.qodsna.com/Files/GalleryImage/2009/fars3.jpg" width=512 height=349></P> <P align=justify><BR></P></FONT> text/html 2011-07-13T15:02:25+01:00 hamsangari110.mihanblog.com عباس قدیمی فرآیند جهاد اقتصادی و ابزار جهاد؛ سرمایه، فرهنگ و یا توسعه سیاسی http://hamsangari110.mihanblog.com/post/40 <P align=justify>جهاد اقتصادی مفهومی ارزشی و بیانگر تلاش، مجاهدت در عرصه اقتصاد است. در دهه های گذشته نیز شاهد حضور موضوعاتی به همین مضمون در عرصه های دیگر از جمله جهاد نظامی، جهاد سازندگی، جهاد علمی، جهاد فرهنگی و... بودیم. جهاد، مفهومی ارزشی و برخاسته از فرهنگ اسلام ناب محمدی(ص) است. ترکیب کلمه جهاد با دیگر موضوعات موجب ارتقای معنایی آن موضوع می شود.</P> <P align=justify>جهاد در اقتصاد به معنای عمل و رفتار ایثارگرانه با قصد قربت در «تولید، توزیع و مصرف» ثروت است، بنابراین لزوم تحول و تغییر در نگاه و رویکرد به مقوله اقتصاد ضرورت می یابد. جهاد اقتصادی فصل تازه ای در تکامل نظریه های اقتصاد را رقم می زند، در صورت تحقق صحیح آن انقلابی عظیم در عرصه جهانی ایجاد می کند.</P> <P align=justify>تحقق رفتار جهادی در اقتصاد نیازمند تحول در فرهنگ حاکم بر اقتصاد است</P> <P align=justify>مادامی که فرهنگ اقتصادی مبتنی بر سودگرایی و سرمایه سالاری باشد، جهاد اقتصادی مورد نظر نظام اسلامی تحقق پیدا نمی کند. به عبارت دیگر هرگاه مفاهیم، تعاریف، سیاستها، قوانین، ساختارها، ضوابط و مدیریت اقتصاد، حول محور سرمایه تعریف می شود نمی توان بحث از تولید ثروت بر پایه جهاد، اخلاص و ایثار را به میان آورد، پس می توان نتیجه گرفت، از بین ابزارهای جهاد اقتصادی، فرهنگ، متغیر اصلی و دیگر متغیرها در مراحل بعدی دارای اهمیت هستند</P> <P align=justify>ضرورت توسعه اقتصاد فرهنگی</P> <P align=justify>با توجه به جهت گیریهای تعیین شده از سوی مقام معظم رهبری در خصوص محوریت بخشیدن به فرهنگ و اصل قرار دادن فرهنگ در مهندسی و مدیریت تمام نظامات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی. اقتصاد فرهنگ از ضروریات و الزامات توسعه فرهنگی کشور خواهد بود.</P> <P align=justify>برای تحقق حضور فرهنگ اسلامی در تمام سطوح نظام اعم از بنیادی، راهبردی و کاربردی، نیازمند توسعه چشمگیر اقتصاد فرهنگی هستیم تا شاهد حضور جدی و مؤثر فرهنگ دینی در فرهنگ سیاسی، فرهنگ اقتصادی و فرهنگ اجتماعی باشیم. البته باید توجه داشت که اقتصاد فرهنگی به بودجه و پول منحصر نمی باشد، بلکه نیروی انسانی کارآمد، نرم افزارها، سخت افزارها و منابع مالی، اجزای اقتصاد فرهنگ هستند که باید در توسعه اقتصاد فرهنگی توجه به تمام ابعاد نمود و همزمان به توسعه و افزایش کمی و کیفی نیروی انسانی، ابزارها و منابع متناسب با جهت گیریهای اعلام شده اقدام کرد.</P> <P align=justify>توسعه اقتصاد فرهنگی و سلامت فرهنگی</P> <P align=justify>اگر توسعه اقتصاد فرهنگ مبتنی بر فرهنگ اقتصادی منبعث از اسلام نباشد، توسعه اقتصاد فرهنگ نه تنها موجب پیشرفت جامعه اسلامی نخواهد شد، بلکه به عنوان یک اهرم بازدارنده عمل خواهد کرد و مانع پیشرفت فرهنگ اسلامی در تمامی ابعاد می شود. پس اگر فرهنگ اسلامی را پایه و اساس شکل گیری تمام پدیده ها بدانیم آنگاه در خواهیم یافت سلامت و صحت اقتصاد فرهنگ تابع فرهنگ مبتنی بر معنویت، کرامت انسانی و عدالت اسلامی است. فرهنگی که بر پایه معنویت، کرامت انسانی و عدالت بنا شود، فرهنگ سالم، مقتدر و بالنده خواهد بود. آنگاه سلامت فرهنگی، موجب پیدایش اقتصاد فرهنگی سالم، معنویت محور و عدالت گرا می شود.</P> <P align=justify><BR>بسترهای لازم برای توسعه اقتصاد فرهنگ</P> <P align=justify>در سه دهه گذشته اقتصاد فرهنگ از وضعیت مناسبی برخوردار نبوده و نسبت به تخصیص منابع (انسانی، ابزاری و بودجه ای) بخش فرهنگ بی توجهی شده است، اما نباید مشکل اساسی در حوزه فرهنگ را تنها متوجه کمبود مسایل مالی در این حوزه دانست، بلکه غفلت و بی توجهی نظام کارشناسی کشور به حوزه فرهنگ به عنوان متغیر اصلی در برنامه های توسعه بوده است.</P> <P align=justify>تغییر این نگرش مستلزم فرهنگ سازی و مفهوم سازی و ظرفیت سازی جدید در نظام مدیریت و کلان دستگاه ها بخشهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است که با همت و پیگیری مقام معظم رهبری از سال 80 در تمام سطوح تصمیم گیری، تصمیم سازی و عملیاتی کشور به مسأله اصلی تبدیل شده و حرکت پرشتاب به سوی طراحی و مهندسی نقشه جامع علمی، نقشه مهندسی فرهنگی، پیوست فرهنگ، نقشه جامع تعلیم و تربیت و... صورت گرفته و ادامه دارد. لذا اقدام برای توسعه اقتصاد فرهنگ اگر به صورت هدفمند و براساس نقشه جامع انجام نشود، دچار بحران سخت تری خواهیم شد.</P> <P align=justify>نگاه هزینه ای بدون داشتن مدل و الگوی مناسب به فرهنگ در دهه های گذشته خسارتهای زیادی به کشور وارد نموده است، مثل کم اثر شدن سازمانهای فرهنگی در حل معضلات فرهنگی، موازی کاری، افزایش و تنوع محصولات فرهنگی کم اثر یا بی اثر ضعف در مواجهه با جنگ نرم دشمن، بی توجهی به اولویتهای فرهنگی کشور، مصرف شدن هزینه ها در مسایل رو بنایی و پنهان ماندن مسایل زیر بنایی.</P> <P align=justify><BR>الگوی هزینه کرد در اقتصاد فرهنگ</P> <P align=justify>این الگو در برگیرنده چند موضوع است. بخشی از آن مربوط به مبانی نظری است. با رجوع به نگاه راهبردی رهبران انقلاب اسلامی (امام راحل و مقام معظم رهبری) و نیز ظرفیتهای قانون اساسی می توان سه بعد جاری در تمامی برنامه های راهبردی و عملیاتی فرهنگی را به شرح ذیل استخراج کرد:</P> <P align=justify>1) جهت: فرهنگ مطلوب، چیزی جز فرهنگ «دینی و انقلابی» نیست. لذا تمامی برنامه های پیشرفت فرهنگی باید حول «جبهه فرهنگ دینی- انقلابی» باز طراحی شود.</P> <P align=justify>2) ظرفیت: فرهنگ مطلوب، از ظرفیت «تعادلی» بین نگاه افراطی لیبرالیستی و ولنگاری فرهنگی از یک سو و نگاه تفریطی طالبانیستی و سرهنگی فرهنگی از دیگر سو برخوردار است. لذا برای ایجاد «عدالت فرهنگی»، باید به تعالی این ظرفیت همت گماشت.</P> <P align=justify>3) هماهنگی: فرهنگ دینی و متعادل، هم از توانمندی پیوند با دیگر نظامات جامعه (شامل ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی) در بیرون و هم از همسویی سطوح فرهنگ (ملی، عمومی، تخصصی و حرفه ای) در درون برخوردار است.</P> <P align=justify>بر آیند جریان سه بعدی دینی، متعادل و هماهنگ، در نظام فرهنگی کشور، کارآمدی عینی آن را رقم می زند، به گونه ای که هر نوع تشتت، عقب رفت، انحراف و انفعال فرهنگی را می توان دلیلی روشن بر وجود بحران در حداقل یکی از این ابعاد دانست؛ واقعیتی که سه دهه پس از انقلاب با آن روبه رو بوده و باعث شده است سیاستهای شتابزده و برنامه های نامتناسب در کنار صرف بیت المال و هزینه های انسانی و دینی، جامعه را در برابر تهاجم همه جانبه دشمن، بی دفاع کند.</P> <P align=justify>انتظارات موجود و مدل موجود تخصیص بودجه فرهنگی</P> <P align=justify>مدل موجود بودجه، با غفلت از جایگاه شاخص های اصلی فرهنگ دینی (همچون فرهنگ وقف، ایثار، انفاق، معنویت و...) و پر رنگ کردن آنها در عرض امور مهمی چون هنر و گردشگری و رسانه، امور اهمی چون قرآن، مسجد، بقاع متبرکه، اوقاف و... را در گوشه ای از ردیف های چندگانه برنامه و بودجه و در عرض فرهنگسرا، موسیقی، میراث فرهنگی، اخبار، سینما و... قرار می دهد.</P> <P align=justify>هر چند نوع نگاه به دین، انقلاب و معنویت و مفاهیمی از این دست، قابل قیاس با پیش از انقلاب نیست، اما زمانی که محورهای چهارگانه فرهنگ، پیش و پس از انقلاب، دچار تغییر اساسی نمی شود و نگاه برنامه ریزان همچنان معطوف به امور کمتر مهم، بلکه غیرمهم می گردد، باید طرحی نو در مدل کلان برنامه و بودجه فرهنگی کشور ترسیم کرد تا با تغییر وزن و جایگاه بخشها، فصول و ردیف های برنامه و بودجه، بتوان از فرهنگ دینی انقلابی- آنچنان که شایسته نظام اسلامی است- دفاع کرد.</P> <P align=justify><BR>تأثیرات تغییر مدل برنامه و بودجه فرهنگی</P> <P align=justify>با توجه به چهار نظام «سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و فرهنگی» و ملاحظه «فرهنگ» در هر یک از این نظامات، چهار بعد فرهنگی به شرح ذیل تعریف می شود:</P> <P align=justify>اول؛ موضوع فرهنگ- فرهنگ به عنوان لایه زیرین و زیربنای اصلی فرهنگ و به معنای فرهنگ حاکم بر تصمیم سازان و تصمیم گیران فرهنگی است. به عبارت دیگر فرهنگ، فرهنگ، به معنای پذیره های زیر بنایی و حاکم، در تنظیم پذیره های اجتماعی است. (موضوعاتی مانند پژوهش، آموزش، تبلیغ، پرورش، هنر و...)</P> <P align=justify>دوم ؛ فرهنگ- سیاست به عنوان فرهنگ حاکم بر بخش سیاست شامل پذیرفته شده ها به باورها، اندیشه ها و رفتارهای این بخش است. در واقع براساس این فرهنگ، تصمیم سازی و تصمیم گیری سیاسی صورت می گیرد. (موضوعاتی مانند رفتار سیاسی حاکمان و مردم، وحدت فرهنگی ملی و جهانی اسلام، دیپلماسی فرهنگی و...)</P> <P align=justify>سوم؛ فرهنگ- اقتصاد به عنوان فرهنگ حاکم بر بخش اقتصاد شامل پذیرفته شده ها، باورها و اندیشه ها و رفتارهای این بخش است. در واقع براساس این فرهنگ، تصمیم سازی و تصمیم گیری و در نهایت اخلاق، افکار و رفتار اقتصادی شکل می گیرد. (موضوعاتی مانند رفتار اقتصادی حاکمان و مردم، خدمات فرهنگی همچون چاپ و نشر، مهندسی و مدیریت فرهنگی، دستگاه های فرهنگی و...)</P> <P align=justify>و سرانجام فرهنگ- اجتماع به عنوان فرهنگ حاکم بر بخش اجتماع (بعد چهارم جامعه نزد برخی از صاحب نظران) شامل اخلاق، افکار و رفتار افراد عمومی جامعه و الگوهای مربوط به این حوزه هاست. (موضوعاتی مانند ارتباطات اجتماعی، محیط زیست، جمعیت، بهداشت، ورزش، خانواده، جوانان، زنان، رسانه ها، تبلیغات قانون، گردشگری و جهانگردی و...)</P> <P align=justify>محاسن طبقه بندی چهارگانه</P> <P align=justify>این طبقه بندی، علاوه بر آنکه فصول فرهنگ، هنر، رسانه، گردشگری، امور فرهنگی اجتماعی، آموزش و پژوهش و... را در یک تقسیم منطقی تر ذیل عنوان کلان «نظام فرهنگی» جای می دهد می تواند به ایجاد هماهنگی بیشتر در درون و بیرون این نظام نیز منجر شود و تصویری واقعی تر بویژه از موضوعات بین بخشی (فرهنگی اجتماعی، فرهنگی سیاسی و... مانند ازدواج، اشتغال، انحرافات و برنامه ها، ورزش و...) ارایه دهد.</P> <P align=justify>باز تعریف ردیف ها و عناوین برنامه های فرهنگی- بویژه موضوعات اهم و مهم- براساس مبانی ارزشی و منظری دینی انقلابی، یک ضرورت قطعی در تغییر مدل برنامه و بودجه به شمار می آید که آثار مثبت آن را حتی در سالهای اول می توان به روشنی مشاهده کرد. این امر، متناظر بلکه مشابه درج مقوله بنیادین «دین»، ذیل بخشی کوچک از علوم انسانی اجتماعی (یعنی علم جامعه شناسی) است که البته از منظر سکولاریسم معرفتی، کاملاً پذیرفتنی است.</P> <P align=justify>اما در نگاه معرفت شناسانه الهی، دین به عنوان مادر علوم بشری (اعم از پایه، انسانی، اجتماعی و تجربی) است و تمامی معارف و منابع، از آن سرچشمه می گیرند، همچنین است داستان موضوعات فرهنگ دینی بویژه آنها که در معنوی سازی و ایمنی بخشی به حاشیه و متن جامعه اسلامی، نقشی مهم ایفا می کنند و نه تنها از وزن بیشتری نسبت به موضوعات فرهنگ ملی و غیردینی برخوردارند، بلکه باید از محاق مظلومیت خارج شوند و در رده زیر فصل های فرهنگ قرار گیرند.</P> <P align=justify>راهکار های برون رفت از وضعیت موجود</P> <P align=justify>برای برون رفت از وضعیت موجود در گام نخست، باید از درج عنوان «فرهنگ» در کنار «هنر، رسانه و...» خودداری شود و «فرهنگ» به عنوان مقسم (و نه قسم) منظور گردد. دیگر اینکه ذیل فرهنگ، باید کلید واژه های اصلی فرهنگ دینی (مانند وقف، دانش، معنویت، پرورش و...) شناسایی و از یک عنوان موضوعی و برنامه ای، به یک عنوان محوری- در عرض هنر، رسانه و...- قرار گیرد. این امر، به معنای نادیده گرفتن ارزش سرفصل های موجود نیست، بلکه به معنای غفلت زدایی ده ها ساله نسبت به فرهنگی دینی- انقلاب و موضوعات پیرامونی آن است.</P> <P align=justify>طبعاً با ادامه روند موجود، انس و پذیرش بیشتر جامعه اسلامی با موضوعات وارداتی و تحمیلی دهه های پیش و پس از انقلاب اسلامی، اجتناب ناپذیر خواهد بود و بتدریج از دامنه و توان یادگیری انقلاب در داخل و خارج، به طور چشمگیری، کاسته می شود و عافیت طلبان بی درد، بستانکار انقلاب و صاحبان اصلی آن خواهند شد. با این توصیف، مدل پیشنهادی صرفاً به یک جابه جایی ساده در سرفصل ها و موضوعات، تفسیر نمی شود، بلکه در عمل، زمینه سازی برای هدایت منابع انسانی، نرم افزاری و سخت افزاری را در تقویت جبهه دین مداران ضد ظلم در پهنه گیتی ایجاد خواهد کرد و تحول در سه نظام «اخلاقی، فکری و رفتاری» را که امروزه به عنوان اجزا و ارکان «فرهنگ» شناخته می شود در راستای ارزشهای دینی پی ریزی می کند.<BR></P> text/html 2011-07-13T14:54:33+01:00 hamsangari110.mihanblog.com عباس قدیمی فرآیند جهاد اقتصادی و ابزار جهاد؛ سرمایه، فرهنگ و یا توسعه سیاسی http://hamsangari110.mihanblog.com/post/39 <P align=justify>جهاد اقتصادی مفهومی ارزشی و بیانگر تلاش، مجاهدت در عرصه اقتصاد است. در دهه های گذشته نیز شاهد حضور موضوعاتی به همین مضمون در عرصه های دیگر از جمله جهاد نظامی، جهاد سازندگی، جهاد علمی، جهاد فرهنگی و... بودیم. جهاد، مفهومی ارزشی و برخاسته از فرهنگ اسلام ناب محمدی(ص) است. ترکیب کلمه جهاد با دیگر موضوعات موجب ارتقای معنایی آن موضوع می شود.</P> <P align=justify>جهاد در اقتصاد به معنای عمل و رفتار ایثارگرانه با قصد قربت در «تولید، توزیع و مصرف» ثروت است، بنابراین لزوم تحول و تغییر در نگاه و رویکرد به مقوله اقتصاد ضرورت می یابد. جهاد اقتصادی فصل تازه ای در تکامل نظریه های اقتصاد را رقم می زند، در صورت تحقق صحیح آن انقلابی عظیم در عرصه جهانی ایجاد می کند.</P> <P align=justify>تحقق رفتار جهادی در اقتصاد نیازمند تحول در فرهنگ حاکم بر اقتصاد است</P> <P align=justify>مادامی که فرهنگ اقتصادی مبتنی بر سودگرایی و سرمایه سالاری باشد، جهاد اقتصادی مورد نظر نظام اسلامی تحقق پیدا نمی کند. به عبارت دیگر هرگاه مفاهیم، تعاریف، سیاستها، قوانین، ساختارها، ضوابط و مدیریت اقتصاد، حول محور سرمایه تعریف می شود نمی توان بحث از تولید ثروت بر پایه جهاد، اخلاص و ایثار را به میان آورد، پس می توان نتیجه گرفت، از بین ابزارهای جهاد اقتصادی، فرهنگ، متغیر اصلی و دیگر متغیرها در مراحل بعدی دارای اهمیت هستند</P> <P align=justify>ضرورت توسعه اقتصاد فرهنگی</P> <P align=justify>با توجه به جهت گیریهای تعیین شده از سوی مقام معظم رهبری در خصوص محوریت بخشیدن به فرهنگ و اصل قرار دادن فرهنگ در مهندسی و مدیریت تمام نظامات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی. اقتصاد فرهنگ از ضروریات و الزامات توسعه فرهنگی کشور خواهد بود.</P> <P align=justify>برای تحقق حضور فرهنگ اسلامی در تمام سطوح نظام اعم از بنیادی، راهبردی و کاربردی، نیازمند توسعه چشمگیر اقتصاد فرهنگی هستیم تا شاهد حضور جدی و مؤثر فرهنگ دینی در فرهنگ سیاسی، فرهنگ اقتصادی و فرهنگ اجتماعی باشیم. البته باید توجه داشت که اقتصاد فرهنگی به بودجه و پول منحصر نمی باشد، بلکه نیروی انسانی کارآمد، نرم افزارها، سخت افزارها و منابع مالی، اجزای اقتصاد فرهنگ هستند که باید در توسعه اقتصاد فرهنگی توجه به تمام ابعاد نمود و همزمان به توسعه و افزایش کمی و کیفی نیروی انسانی، ابزارها و منابع متناسب با جهت گیریهای اعلام شده اقدام کرد.</P> <P align=justify>توسعه اقتصاد فرهنگی و سلامت فرهنگی</P> <P align=justify>اگر توسعه اقتصاد فرهنگ مبتنی بر فرهنگ اقتصادی منبعث از اسلام نباشد، توسعه اقتصاد فرهنگ نه تنها موجب پیشرفت جامعه اسلامی نخواهد شد، بلکه به عنوان یک اهرم بازدارنده عمل خواهد کرد و مانع پیشرفت فرهنگ اسلامی در تمامی ابعاد می شود. پس اگر فرهنگ اسلامی را پایه و اساس شکل گیری تمام پدیده ها بدانیم آنگاه در خواهیم یافت سلامت و صحت اقتصاد فرهنگ تابع فرهنگ مبتنی بر معنویت، کرامت انسانی و عدالت اسلامی است. فرهنگی که بر پایه معنویت، کرامت انسانی و عدالت بنا شود، فرهنگ سالم، مقتدر و بالنده خواهد بود. آنگاه سلامت فرهنگی، موجب پیدایش اقتصاد فرهنگی سالم، معنویت محور و عدالت گرا می شود.</P> <P align=justify><BR>بسترهای لازم برای توسعه اقتصاد فرهنگ</P> <P align=justify>در سه دهه گذشته اقتصاد فرهنگ از وضعیت مناسبی برخوردار نبوده و نسبت به تخصیص منابع (انسانی، ابزاری و بودجه ای) بخش فرهنگ بی توجهی شده است، اما نباید مشکل اساسی در حوزه فرهنگ را تنها متوجه کمبود مسایل مالی در این حوزه دانست، بلکه غفلت و بی توجهی نظام کارشناسی کشور به حوزه فرهنگ به عنوان متغیر اصلی در برنامه های توسعه بوده است.</P> <P align=justify>تغییر این نگرش مستلزم فرهنگ سازی و مفهوم سازی و ظرفیت سازی جدید در نظام مدیریت و کلان دستگاه ها بخشهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است که با همت و پیگیری مقام معظم رهبری از سال 80 در تمام سطوح تصمیم گیری، تصمیم سازی و عملیاتی کشور به مسأله اصلی تبدیل شده و حرکت پرشتاب به سوی طراحی و مهندسی نقشه جامع علمی، نقشه مهندسی فرهنگی، پیوست فرهنگ، نقشه جامع تعلیم و تربیت و... صورت گرفته و ادامه دارد. لذا اقدام برای توسعه اقتصاد فرهنگ اگر به صورت هدفمند و براساس نقشه جامع انجام نشود، دچار بحران سخت تری خواهیم شد.</P> <P align=justify>نگاه هزینه ای بدون داشتن مدل و الگوی مناسب به فرهنگ در دهه های گذشته خسارتهای زیادی به کشور وارد نموده است، مثل کم اثر شدن سازمانهای فرهنگی در حل معضلات فرهنگی، موازی کاری، افزایش و تنوع محصولات فرهنگی کم اثر یا بی اثر ضعف در مواجهه با جنگ نرم دشمن، بی توجهی به اولویتهای فرهنگی کشور، مصرف شدن هزینه ها در مسایل رو بنایی و پنهان ماندن مسایل زیر بنایی.</P> <P align=justify><BR>الگوی هزینه کرد در اقتصاد فرهنگ</P> <P align=justify>این الگو در برگیرنده چند موضوع است. بخشی از آن مربوط به مبانی نظری است. با رجوع به نگاه راهبردی رهبران انقلاب اسلامی (امام راحل و مقام معظم رهبری) و نیز ظرفیتهای قانون اساسی می توان سه بعد جاری در تمامی برنامه های راهبردی و عملیاتی فرهنگی را به شرح ذیل استخراج کرد:</P> <P align=justify>1) جهت: فرهنگ مطلوب، چیزی جز فرهنگ «دینی و انقلابی» نیست. لذا تمامی برنامه های پیشرفت فرهنگی باید حول «جبهه فرهنگ دینی- انقلابی» باز طراحی شود.</P> <P align=justify>2) ظرفیت: فرهنگ مطلوب، از ظرفیت «تعادلی» بین نگاه افراطی لیبرالیستی و ولنگاری فرهنگی از یک سو و نگاه تفریطی طالبانیستی و سرهنگی فرهنگی از دیگر سو برخوردار است. لذا برای ایجاد «عدالت فرهنگی»، باید به تعالی این ظرفیت همت گماشت.</P> <P align=justify>3) هماهنگی: فرهنگ دینی و متعادل، هم از توانمندی پیوند با دیگر نظامات جامعه (شامل ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی) در بیرون و هم از همسویی سطوح فرهنگ (ملی، عمومی، تخصصی و حرفه ای) در درون برخوردار است.</P> <P align=justify>بر آیند جریان سه بعدی دینی، متعادل و هماهنگ، در نظام فرهنگی کشور، کارآمدی عینی آن را رقم می زند، به گونه ای که هر نوع تشتت، عقب رفت، انحراف و انفعال فرهنگی را می توان دلیلی روشن بر وجود بحران در حداقل یکی از این ابعاد دانست؛ واقعیتی که سه دهه پس از انقلاب با آن روبه رو بوده و باعث شده است سیاستهای شتابزده و برنامه های نامتناسب در کنار صرف بیت المال و هزینه های انسانی و دینی، جامعه را در برابر تهاجم همه جانبه دشمن، بی دفاع کند.</P> <P align=justify>انتظارات موجود و مدل موجود تخصیص بودجه فرهنگی</P> <P align=justify>مدل موجود بودجه، با غفلت از جایگاه شاخص های اصلی فرهنگ دینی (همچون فرهنگ وقف، ایثار، انفاق، معنویت و...) و پر رنگ کردن آنها در عرض امور مهمی چون هنر و گردشگری و رسانه، امور اهمی چون قرآن، مسجد، بقاع متبرکه، اوقاف و... را در گوشه ای از ردیف های چندگانه برنامه و بودجه و در عرض فرهنگسرا، موسیقی، میراث فرهنگی، اخبار، سینما و... قرار می دهد.</P> <P align=justify>هر چند نوع نگاه به دین، انقلاب و معنویت و مفاهیمی از این دست، قابل قیاس با پیش از انقلاب نیست، اما زمانی که محورهای چهارگانه فرهنگ، پیش و پس از انقلاب، دچار تغییر اساسی نمی شود و نگاه برنامه ریزان همچنان معطوف به امور کمتر مهم، بلکه غیرمهم می گردد، باید طرحی نو در مدل کلان برنامه و بودجه فرهنگی کشور ترسیم کرد تا با تغییر وزن و جایگاه بخشها، فصول و ردیف های برنامه و بودجه، بتوان از فرهنگ دینی انقلابی- آنچنان که شایسته نظام اسلامی است- دفاع کرد.</P> <P align=justify><BR>تأثیرات تغییر مدل برنامه و بودجه فرهنگی</P> <P align=justify>با توجه به چهار نظام «سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و فرهنگی» و ملاحظه «فرهنگ» در هر یک از این نظامات، چهار بعد فرهنگی به شرح ذیل تعریف می شود:</P> <P align=justify>اول؛ موضوع فرهنگ- فرهنگ به عنوان لایه زیرین و زیربنای اصلی فرهنگ و به معنای فرهنگ حاکم بر تصمیم سازان و تصمیم گیران فرهنگی است. به عبارت دیگر فرهنگ، فرهنگ، به معنای پذیره های زیر بنایی و حاکم، در تنظیم پذیره های اجتماعی است. (موضوعاتی مانند پژوهش، آموزش، تبلیغ، پرورش، هنر و...)</P> <P align=justify>دوم ؛ فرهنگ- سیاست به عنوان فرهنگ حاکم بر بخش سیاست شامل پذیرفته شده ها به باورها، اندیشه ها و رفتارهای این بخش است. در واقع براساس این فرهنگ، تصمیم سازی و تصمیم گیری سیاسی صورت می گیرد. (موضوعاتی مانند رفتار سیاسی حاکمان و مردم، وحدت فرهنگی ملی و جهانی اسلام، دیپلماسی فرهنگی و...)</P> <P align=justify>سوم؛ فرهنگ- اقتصاد به عنوان فرهنگ حاکم بر بخش اقتصاد شامل پذیرفته شده ها، باورها و اندیشه ها و رفتارهای این بخش است. در واقع براساس این فرهنگ، تصمیم سازی و تصمیم گیری و در نهایت اخلاق، افکار و رفتار اقتصادی شکل می گیرد. (موضوعاتی مانند رفتار اقتصادی حاکمان و مردم، خدمات فرهنگی همچون چاپ و نشر، مهندسی و مدیریت فرهنگی، دستگاه های فرهنگی و...)</P> <P align=justify>و سرانجام فرهنگ- اجتماع به عنوان فرهنگ حاکم بر بخش اجتماع (بعد چهارم جامعه نزد برخی از صاحب نظران) شامل اخلاق، افکار و رفتار افراد عمومی جامعه و الگوهای مربوط به این حوزه هاست. (موضوعاتی مانند ارتباطات اجتماعی، محیط زیست، جمعیت، بهداشت، ورزش، خانواده، جوانان، زنان، رسانه ها، تبلیغات قانون، گردشگری و جهانگردی و...)</P> <P align=justify>محاسن طبقه بندی چهارگانه</P> <P align=justify>این طبقه بندی، علاوه بر آنکه فصول فرهنگ، هنر، رسانه، گردشگری، امور فرهنگی اجتماعی، آموزش و پژوهش و... را در یک تقسیم منطقی تر ذیل عنوان کلان «نظام فرهنگی» جای می دهد می تواند به ایجاد هماهنگی بیشتر در درون و بیرون این نظام نیز منجر شود و تصویری واقعی تر بویژه از موضوعات بین بخشی (فرهنگی اجتماعی، فرهنگی سیاسی و... مانند ازدواج، اشتغال، انحرافات و برنامه ها، ورزش و...) ارایه دهد.</P> <P align=justify>باز تعریف ردیف ها و عناوین برنامه های فرهنگی- بویژه موضوعات اهم و مهم- براساس مبانی ارزشی و منظری دینی انقلابی، یک ضرورت قطعی در تغییر مدل برنامه و بودجه به شمار می آید که آثار مثبت آن را حتی در سالهای اول می توان به روشنی مشاهده کرد. این امر، متناظر بلکه مشابه درج مقوله بنیادین «دین»، ذیل بخشی کوچک از علوم انسانی اجتماعی (یعنی علم جامعه شناسی) است که البته از منظر سکولاریسم معرفتی، کاملاً پذیرفتنی است.</P> <P align=justify>اما در نگاه معرفت شناسانه الهی، دین به عنوان مادر علوم بشری (اعم از پایه، انسانی، اجتماعی و تجربی) است و تمامی معارف و منابع، از آن سرچشمه می گیرند، همچنین است داستان موضوعات فرهنگ دینی بویژه آنها که در معنوی سازی و ایمنی بخشی به حاشیه و متن جامعه اسلامی، نقشی مهم ایفا می کنند و نه تنها از وزن بیشتری نسبت به موضوعات فرهنگ ملی و غیردینی برخوردارند، بلکه باید از محاق مظلومیت خارج شوند و در رده زیر فصل های فرهنگ قرار گیرند.</P> <P align=justify>راهکار های برون رفت از وضعیت موجود</P> <P align=justify>برای برون رفت از وضعیت موجود در گام نخست، باید از درج عنوان «فرهنگ» در کنار «هنر، رسانه و...» خودداری شود و «فرهنگ» به عنوان مقسم (و نه قسم) منظور گردد. دیگر اینکه ذیل فرهنگ، باید کلید واژه های اصلی فرهنگ دینی (مانند وقف، دانش، معنویت، پرورش و...) شناسایی و از یک عنوان موضوعی و برنامه ای، به یک عنوان محوری- در عرض هنر، رسانه و...- قرار گیرد. این امر، به معنای نادیده گرفتن ارزش سرفصل های موجود نیست، بلکه به معنای غفلت زدایی ده ها ساله نسبت به فرهنگی دینی- انقلاب و موضوعات پیرامونی آن است.</P> <P align=justify>طبعاً با ادامه روند موجود، انس و پذیرش بیشتر جامعه اسلامی با موضوعات وارداتی و تحمیلی دهه های پیش و پس از انقلاب اسلامی، اجتناب ناپذیر خواهد بود و بتدریج از دامنه و توان یادگیری انقلاب در داخل و خارج، به طور چشمگیری، کاسته می شود و عافیت طلبان بی درد، بستانکار انقلاب و صاحبان اصلی آن خواهند شد. با این توصیف، مدل پیشنهادی صرفاً به یک جابه جایی ساده در سرفصل ها و موضوعات، تفسیر نمی شود، بلکه در عمل، زمینه سازی برای هدایت منابع انسانی، نرم افزاری و سخت افزاری را در تقویت جبهه دین مداران ضد ظلم در پهنه گیتی ایجاد خواهد کرد و تحول در سه نظام «اخلاقی، فکری و رفتاری» را که امروزه به عنوان اجزا و ارکان «فرهنگ» شناخته می شود در راستای ارزشهای دینی پی ریزی می کند.<BR></P> text/html 2011-07-06T07:40:29+01:00 hamsangari110.mihanblog.com عباس قدیمی وحدت رمز پیروزی http://hamsangari110.mihanblog.com/post/38 <P align=justify><FONT size=2>بی تردید بسیج را باید در جبهه ی انقلاب اسلامی، یگانه طلایه دار مبارزه و خط مقدم نبرد علیه ظلم، بی عدالتی و تبعیض دانست. کشتی انقلاب اسلامی در مسیر پر تلاطم خویش همواره وجود بسیج را در کنار خود احساس کرده و به حق این مجاهدت ها و فداکاری های بسیج و بسیجیان تحت سکانداری رهبری معظم انقلاب بوده است که این کشتی مستحم را از گردباد حوادث مصون داشته است. <BR>اما از سوی دیگر باید دانست که جبهه ی انقلاب اسلامی هرچند با سپهسالاری این شجره ی طیبه پیش می رود، اما بدین معنا نیست که سنگر های دیگر این جبهه ی مقدس خالی از نیروهای مخلص انقلاب اسلامی باشد. برهیچ کس پوشیده نیست که در جنگ نرم کنونی این همکاری و همیاری سنگر نشینان انقلاب است که نتیجه ی جنگ را به نفع حزب الله رقم خواهد زد. بدون شک، پیروزی امت حزب الله در جبهه ی پیش رو در گرو عملکرد همه جانبه ی نیروهای مخلص و انقلابی است که با اقدام برنامه ریزی شده و عملکرد هوشمندانه خواهند توانست، پیروزی را از آن خود کنند.<BR>در درون جبهه ی انقلاب اسلامی باید این نکته را پذیرفت که آنچه مجموعه ی بسیج را در میان تمامی مجموعه ها پیشگام و طلایه دار میکند صرف نام آن نیست، بلکه عملکرد های بجای این نهاد انقلابی است که همواره از بسیج یک چهره ی روشن و منور ساخته است.<BR>اما متاسفانه در برخی از مواقع دیده می شود که عده ای با تفسیر نابجا از مفهوم طلایه داری و پیشگامی بسیج، به نوعی چهره ای انحصار طلبانه از بسیج را به نمایش میگذارند و آن را صرفا یک مجموعه ی منفرد به حساب می آورند، در حالی که هرچند بسیج را باید اولین سنگر مقاومت انقلاب اسلامی دانست، اما در خط مقدم انقلاب اسلامی سنگرهای دیگری نیز وجود دارد که در حال ایستادگی اند البته همه ی آن ها از بسیج درس آموزی و الگو پذیری می کنند. خطاب به این دوستان باید گفت که آنچه در حال حاضر اهمیت دارد، یکپارچگی و وحدت نیروهای حزب الله است پس با اقدام خود سبب برهم خوردن وحدت نشویم!!!!</FONT></P> <P align=justify><BR><FONT size=2>&nbsp;</FONT></P> text/html 2011-06-29T20:29:11+01:00 hamsangari110.mihanblog.com عباس قدیمی به کجا چنین شتابان ؟ http://hamsangari110.mihanblog.com/post/37 <div><font class="Apple-style-span" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"><br></span></font></div><div><span class="Apple-style-span" style="font-size: small;">تابستان فرا رسیده است و مردم و مسئولین در گرماگرم کار خود روزگار میگذرانند.این روزها دیگر جریان انحرافی نقل مجالس شده است و روزی نیست که خبری از این جریان نشنویم. هرروز فردی دستگیر میشود و معلوم میشود وابسته به جریان انحرافی است و... از سوی دیگر انتخابات مجلس در راه است و ملت بار دیگر به دنبال تکرار حماسه ی دیگری است تا وفاداری خود را به انقلاب و ولی امرشان نشان دهند. &nbsp;</span></div><div><span class="Apple-style-span" style="font-size: small;">در این میان آنچه که بیش از هر چیزی اهمیت دارد این است که بدانیم سکاندار اصلی کشتی انقلاب اسلامی کیست و چه میخواهد؟ اصولا یکی از وجوه تمایز جامعه ی ولایی از جامعه ی غیر ولایی این است که جامعه ولایی همیشه نگاهش به سر انگشت ولی امرش است و تصمیم خود را بر اشارت ولی امرش منطبق می کند. در جامعه ولایی حرف، حرف ولایت است و دغدغه ی همه در راستای اجرای فرامین رهبری است.</span></div><div><span class="Apple-style-span" style="font-size: small;">مسئله این است که آیا ما که ادعای ولایت مداری داریم تا چه اندازه ای در راستای ولایتیم و از اوامرش اطاعت می کنیم؟ آیا هرچه ولیمان می خواهد خواست ما هم هست؟ آیا گوشمان به دهان ولیست و نیم نگاهمان به سرانگشت اشارتش؟</span></div><div><span class="Apple-style-span" style="font-size: small;">با اندکی تامل در می یابیم که ولایت پذیریمان کلامی است &nbsp;و وقت عمل مرد میدان نیستیم ! شاید برایمان تعجب داشته باشد اما حقیقت همین است که میگوییم. خطابمان به همه است : مردم و مسئولین! نزدیک به سه ماه است که از حکم جهاد اقتصادی امامنا الخامنه ای می گذرد! تا چه اندازه در راستای اجرای منویات حضرتش قدم برداشته ایم؟ تا چه اندازه دغدغه ی ما جهاد اقتصادی بوده است ؟ به نظر میرسد هنوز ابتدای راه هم نیستیم ! تا فرصت هست باید به پا خواست و شروع کرد در غیر این صورت راه به جایی نخواهیم برد و .... &nbsp;</span></div><div><span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"><br></span></div><div><span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"><br></span></div><div><span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"><br></span></div><div><span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"><img hspace="0" border="0" align="absbottom" vspace="0" src="http://http://media.farsnews.com/Media/9001/ImageNews/900101/7_900101_L600.jpg" alt=""></span><img hspace="0" border="0" align="absbottom" vspace="0" src="http://http://www.inn.ir/iran_media/image/2011/03/755260311_orig.jpg" alt=""></div><div><span class="Apple-style-span" style="font-size: small; "><br></span></div><div><span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"><br></span></div><div><span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"><img hspace="0" border="0" align="absbottom" vspace="0" src="http://http://media.farsnews.com/Media/9001/ImageNews/900101/7_900101_L600.jpg" alt=""></span><img hspace="0" border="0" align="absbottom" vspace="0" src="http://http://media.farsnews.com/Media/9001/ImageNews/900101/7_900101_L600.jpg" alt=""></div><div><span class="Apple-style-span" style="font-size: small; "><br></span></div><div><br></div> text/html 2011-06-21T10:06:28+01:00 hamsangari110.mihanblog.com عباس قدیمی تعریف فرهنگ و تهاجم فرهنگی http://hamsangari110.mihanblog.com/post/36 <P align=justify>برای فرهنگ تعریفهای زیادی گفته شده اما به طور خلاصه و خیلی ساده می‌توان گفت که فرهنگ مایه های فکری و ارزشی است که رفتارهای اختیاری و اجتماعی انسان، تحت تاثیر آنها قرار می‌گیرد و شامل شناختها و باورهای انسان، ارزشها و گرایشها و رفتارها و کردارها می‌باشد بر این اساس تهاجم فرهنگی عبارت خواهد بود از هر گونه حرکتی از دشمن که در صدد تغییر یا تحریف ارزشها و رفتار و کردارهای انسانی و ملتی می‌باشد. به عبارت دیگر تهاجم فرهنگی یعنی اینکه ملتی، بخواهد فرهنگ رایج و غالب یک ملتی را از دستش گرفته و فرهنگ خود را به آنها تحمیل کند تا ملت مورد تهاجم گرفته تحت سلطه این ملت در آمده تا از این وسیله به این ملت تسلط یافته و ضربان اقتصادی و سیاسی و نظامی آن را در دست خود بگیرند، و برای اینکار آسانترین راه کم و هزینه ترین راهها، همان تغییر فکر و خط مشی ملتی است اینکه فرهنگ شما، فرهنگ خوبی نیست اینگونه فکر کرده‌اید که به اینجا رسیده‌اید، شما متحجرید، و انواع شعارهای به ظاهر زیبا، همچنانکه یکی از ماموران سیا نیز در گزارشهایش نوشته که اتحاد جماهیر شوروی به این دلیل شکست خورد که متوجه نشد که اگر چهارچوب فکریش را عوض کند، خود به خود همه چیز اعم از نظامات سیاسی و اقتصادی نیز عوض خواهد شد. بر این اساس همیشه، قبل از تهاجمات نظامی، تهاجمات فرهنگی صورت می‌گیرد. </P> <P align=justify><FONT size=3>هدف از تهاجمات فرهنگی </FONT><BR>تهاجم فرهنگی دو هدف در ضد هم می‌تواند داشته باشد، یعنی زمانی تهاجم فرهنگی به علیه یک ملتی به خاطر این است که آنها فرهنگ متعالی ندارند و از نظر فرهنگی و علمی و اجتماعی در انحطاط به سر می‌برند در چنینی شرایطی اگر یک فرهنگی علیه چنین فرهنگی، قیام کند، چنینی تهاجمی خوب است؛ به عنوان مثال اگر فرهنگی آمد و فرهنگ مصرف گرایانه یک ملت را که به تولید ارزش چندانی نمی‌دهند را تغییر داد و فرهنگ آنها را به فرهنگ تولیدی تبدیل کرد، چنین تهاجم فرهنگی نه تنها بد نیست بلکه واجب نیز می باشد. <BR>اما در مقابل، تهاجم فرهنگی یک هدفی نیز دارد و آن اینکه باورهای صحیح را از مردم بگیرند و در مقابل باورهای دروغین و ارزشهای غلط را به آنها تلقین دهند، که چنین تهاجمی بد می‌باشد و باید در مقابلش ایستاد، امروزه یکی از اهداف تهاجمات فرهنگی، تامین منافع اقتصادی کشور حمله کننده می‌باشد بویژه در ملتهایی که مادیگرا بوده و چیزی غیر از مادیات را قبول ندارند، این دسته از افراد، از فرهنگ به عنوان ابزاری برای رسیدن به هدفهای اقتصادی خود بهره می‌برند، چرا که برای چنین افرادی ارضای شهوات و مال اندوزی و ثروت، فقط مطرح بوده و چنین دیگری مطرح نیست و چون به این نتیجه رسیده‌اند که با اسلحه فرهنگ به دلخواه خود می‌رسند بر این اساس، از تهاجم فرهنگی استفاده می‌کنند. یعنی برای چنین افرادی مطرح نیست که کشور مورد حمله شونده آیا دارای فرهنگ صحیح است یا غلط و اصلا در فکر اصلاح آن فرهنگ نمی‌باشند بلکه به عنوان وسیله‌ای استفاده می‌کنند تا جائیکه اگر دیدند این ابزار قدیمی شده، آنرا رها کرده و دست به دامان ابزارهای دیگری می‌شوند. </P> <P align=justify><FONT size=3>اولین و آخرین قدم تهاجم فرهنگی </FONT><BR>براساس تعریف فرهنگ که گفتیم که همان مایه‌های فکری یک ملتهای می‌باشد، اولین قدم در تهاجم فرهنگی تغییر اساس و پشتوانه فکری و ارزش یک ملت می‌باشد چون هر ملتی بر اساس نوع فکر و اندیشه‌اش، اقدام به کاری می‌کند چون اگر در ملتی روحیه صرفه جوئی هست، الگو در ملتی روحیه تولیدی است، اگر در ملتی غیرت، تعصبات صحیح، جوانمردی، احترام به بزرگان، حقوق دیگران مطرح است به این دلیل است که پشتوانه فکری آنها است بر این اساس برای اینکه برای چنین ملتی تسلط یابند باید این باورها و مایه‌های فکری عملی آنها را بگیرند به جای روحیه صرفه جوئی، رویحه چشم و هم چشمی و مد را بدهند، به جای غیرت و تعصب در ملتی روحیه بی بندوباری و فحشا را تزریق کنند و چنین تبلیغ کنند که اینها مظاهر فرهنگی است و هر کس خودش را مطابق این کارها نکند یا بر علیه آنها قدم بردارد افرادی متجر و بی عقل می‌باشند و ... که اگر دشمن به چنین کاری پیروز شد، آغازگر بدبختی این ملت خواهد گردید. </P> <P align=justify><FONT size=3>نمونه تهاجم فرهنگی </FONT><BR>پس مهمترین کار دشمن در تهاجم فرهنگی گرفتن روحیّه خود باوری و ایمان از یک ملتی می‌باشد، در این زمینه بد نیست سخن یکی از معاونان سابق سیا را از نظر بگذارانیم ایشان می‌گوید: بعد از مدتها تحقیقی به این نتیجه رسیدیم که قدرت رهبر مذهبی ایران و استفاده از فرهنگ شهادت در انقلاب ایران تاثیر گذار بوده، ما هم چنین به این نتیجه رسیدیم که شیعیان بیشتر از دیگر مذاهب اسلامی فعال و پویا هستند ... به همین منظور چهل میلیون بودجه برای آن اختصاص دادیم ... و تا سال 1389 مرجعیت را که سد اصلی اهداف ما می‌باشند تضعیف کرده و آنان را بدست خود شیعیان و دیگر مذاهب نابود کنیم و در نهایت تیر خلاص را بر این فرهنگ و مذهب بزنیم. </P> <P align=justify><FONT size=3>جمع بندی </FONT><BR>پس با توجه به مطالب گفته شده، از میان انواع تهاجمات؛ تهاجمات فرهنگی با نظر بر اینکه اساس رفتار و اندیشه هر ملتی را هدف قرار داده خطرناکتر بوده زیرا ملتی که از نظر فرهنگی، جیره خوار ملتی دیگر باشد صد در صد از نظر نظامی، سیاسی، اقتصادی نیز جیره خوار همان ملت خواهد شد، پس مهمترین وظیفه ما شناخت فرهنگ مذهبی ، ملی، منطقه‌مان می‌باشد تا با مظاهر تهاجم فرهنگی دشمن آشنا گردیم و به حراست از فرهنگ خودمان بپردازیم که در این صورت اگر کار از کار بگذرد و ما دیر متوجه باشیم، نوشداروی روی بعد از مرگ سهراب خواهد شده و بیش از حسرت خوردن نخواهد داشت. </P> <P align=justify>&nbsp;</P> <P align=justify><IMG style="WIDTH: 505px; HEIGHT: 314px" border=0 hspace=0 alt="" align=absBottom src="http://img4up.com/up2/443722130893353.jpg" width=809 height=548></P> text/html 2011-06-13T15:33:54+01:00 hamsangari110.mihanblog.com عباس قدیمی مسئله خانوادگیست، بلندگوهای دشمن خاموش!!! http://hamsangari110.mihanblog.com/post/35 <P align=justify><FONT size=3>تمام کسانی که دانشگاه امام صادق علیه السلام را می شناسند نیک می دانند که این دانشگاه از معدود دانشگاه های سراسر ایران اسلامی است که همواره پیرو خط اصیل انقلاب اسلامی&nbsp; بوده و در این راه از هیچ کوششی فروگزار نکرده است.ریاست محترم این دانشگاه، حضرت آیت الله مهدوی کنی بزرگ مردی است که سابقه ی انقلابی و ولایی او بر هیچ کسی پوشیده نیست. ایشان از ابتدای تاسیس این دانشگاه با تربیت نیروهای مخلص و وفادار به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران همواره نشان داده اند که نه تنها خود فردی انقلابی و پیرو خط اصیل انقلاب اسلامی یعنی خط امام است که حتی در پرورش نیروهای دارای این نوع تفکر از هیچ کوششی فروگزار نکرده است .<BR>آنچه که در این دانشگاه بیش از هر چیز دیگری به چشم می آید همانا روحیه ی انقلابی و به عبارت دیگر روحیه ی بسیجی تمامی مسئولین و&nbsp;دانشجویان این دانشگاه است که هیچ کس نمی تواند خدشه و آسیبی به این تفکر ناب وارد آورد.<BR>همه می دانند که اختلافات جزئی و ناچیز نگرشی در هر جامعه از ملزومات پویایی و زنده بودن آن جامعه است. اما این اختلافات ناچیز هیچگاه به معنای ایجاد دو نوع تفکر کاملا مجزا و مخالف یکدیگر در آن جامعه نیست.یکی از حربه های دشمنان در ایجاد اختلاف و تفرقه در بین اعضای یک جامعه ی انقلابی و اصیل همانا القای وجود اختلاف در بین اعضای آن جامعه است .<BR>دانشگاه امام صادق نیز در برهه های مختلف زمانی از این هجوم دشمنان در امان نبوده و بار ها دیده شده که عناصری از خارج از این مجموعه سعی در ایجاد اختلاف در بین بدنه ی دانشجویی و بدنه ی مدیریتی این دانشگاه بوده اند که البته به لطف خدا و تدابیر هوشمندانه ریاست محترم دانشگاه و هوشیاری دانشجویان این دست توطئه ها خنثی گشته است .<BR>عدم برگزاری برنامه ی رونمایی از کتاب جدید رضا گلپور در دانشگاه امام صادق در حالی صورت گرفت که دلیل آن چیزی جز اختلاف مسئولین برگزاری برنامه و معاونت محترم دانشجویی و فرهنگی، پیرامون زمان برگزاری برنامه نبود، اما به علت آنکه این مسئله زمانی به مسئولین برگزاری برنامه اطلاع داده شد که تنها چند ساعت به برگزاری برنامه باقی نمانده بود و دست اندر کاران برنامه به ناچار برنامه را در جلوی درب ورودی دانشگاه برگزار نمودند.<BR>اما برخی از سایت های خبری که تنها دم از اصولگرایی و دفاع از تفکر انقلابی می زنند با سوء استفاده از این رخداد&nbsp; و حمله به قائم مقام محترم دانشجویی و فرهنگی این دانشگاه که خود از چهره های انقلابی، بسیجی و دغدغه مند است با ضد انقلابی خواندن وی و انتساب وی به فراماسونری، سعی در اختلاف افکنی و ایجاد تشنج بین بدنه ی دانشجویی و مدیریتی این دانشگاه نمودند.<BR>دست اندر کاران این دست رسانه ها بدانند که دانشجویان این دانشگاه این بی اخلاقی رسانه ای را به شدت محکوم کرده و به ایشان که با سوء استفاده از موقعیت ها و پنهان شدن در لوای انقلابی گری سعی در ایجاد اختلاف در بین امت حزب الله داشته و به بلندگوی دشمنان تبدیل شده اند، اعلام می دارند که بدنه ی انقلابی و بسیجی این دانشگاه کما فی سابق حضرت آیت الله مهدوی کنی را پدر معنوی خود دانسته و با هر اقدامی که سعی در ایجاد تفرقه بین دانشجویان بسیجی این دانشگاه و ریاست محترم دانشگاه داشته باشد به شدت برخورد خواهد نمود.</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2></FONT>&nbsp;</P> <P align=justify><FONT size=2>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <IMG border=0 hspace=0 alt="" align=absBottom src="http://www.bultannews.com/files/fa/news/1389/12/10/41113_703.jpg"></FONT></P> text/html 2011-06-11T13:59:43+01:00 hamsangari110.mihanblog.com عباس قدیمی سستی اعتقادات، هدف اصلی دشمن http://hamsangari110.mihanblog.com/post/34 <P align=justify>پیش از هر چیزی ابتدا چند سخن از مقام معظم رهبری را عرض می کنم که مرتبط با بحث ما نیز می باشد ایشان فرمودند:<BR><FONT size=2>ماجرای سلمان رشدی، برخی فیلم های ضد دینی غربی، کاریکاتورهای موهن و قرآن سوزی از جمله تلاشهای ناکام دشمنان دین اسلام است ضمن اینکه در داخل کشور هم، دنباله روهای آنان با اشاعه بی بند و باری، اباحی گری ( یعنی حلال دانستن هرچه حرام است و ترک واجبات و مکروهات و مستحبات و …) ، عرفانهای کاذب و حرکات مشابه درصدد سست کردن عقاید دینی مردم به ویژه نسل جوان هستند. علاوه بر عنصر دین، حضور و حمایت مستحکم مردم، پشتوانه ایستادگی مسئولان نظام اسلام است و دشمن نیز به همین علت، وفاداری مردم را نشانه رفته است.<BR></FONT>حضرت آیت الله خامنه ای، شایعه پراکنی برای مأیوس کردن مردم، ایجاد بدبینی نسبت به مسئولان به ویژه رؤسای قوا، بزرگنمایی ضعفهای کشور و نادیده گرفتن پیشرفتها و اقدامات انجام شده را از جمله روشهای مخالفان نظام اسلامی برای ضربه زدن به اعتماد و وفاداری مردم دانستند.<BR>این ها پیاماتی بود از جانب ولی امر مسلمین ، هشیار باشید که این ها هشدار است برای ما .&nbsp;<BR>امروزه واقعا این امر ها بسیار شایع شده است و هر بیسوادی که در این انقلاب به تحصیل پرداخته و از امنیت این نظام برای پیشرفتش استفاده کرده است باز هم نمک شکنی می کند و سخنانی هدفدار می زند. ولی من چند سوال دارم براستی چه سودی از این کار عاید آن ها می شود ؟ آیا جز این نمی باشد که دنیا و آخرت خود را خراب می کنند ! البته انتقاد و آزادی بیان وجود دارد و هر کس حق دارد نظر خود را اعلام نماید ولی حداقل ای کاش مرد باشند و مردانه قضاوت کنند و اخبار راستین اگر دارند افشا نمایند البته با مدرک و ارائه راهکار<BR>متاستفانه بسیاری هستند که منتظر همین گونه جملات اند و می خواهند از همه چیز سوء استفاده نمایند و اعتقادات خودشان را قوی جلوه دهند از آنها می خواهیم به مسیر بر گردند و به سوی خدای منان طلب امرزش کنند که شک نکنند اگر غیر از این باشند در قیامت از یاران شیطان محسوب خواهند شد.<BR>ای سرور کاینات ای آقای خوبی ها که اعمال همه را در پیش شما می آورند ما شب و روز برای شما دعا می کنیم و منتظر ظهورتان می مانیم دگر صبر جهانیان به پایان رسیده است پس کی آقا جان از پشت ابر بیرون می آیید و با نور و گرمای کامل وجودتان جهان را بهار می گردانید و ظلم و تباهی و دروغ و سست کنندگان را ریشه کن می نمائید.<BR>اللهم عجل لولیک الفرج</P> <P align=justify>&nbsp;</P> <P align=justify><IMG style="WIDTH: 496px; HEIGHT: 338px" height=304 alt="" hspace=0 src="http://www.iricap.com/images/imagegallery/imageitem-big-080512081206-13870222-1.jpg" width=440 align=absBottom border=0></P> <P align=justify>&nbsp;</P> <P align=justify>&nbsp;</P> <P align=justify>&nbsp;</P> <P align=justify><BR>&nbsp;</P> text/html 2011-06-05T04:30:24+01:00 hamsangari110.mihanblog.com عباس قدیمی خامنه ای خمینی دیگر است http://hamsangari110.mihanblog.com/post/33 <P style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir=rtl class=MsoNormal align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang=FA><FONT size=4>نسل اول انقلاب هیچگاه 14 خرداد سال 68 را از یاد نخواهد برد. روزی که دیگر امام امت در میان آن ها نبود. امامی که تا آن روز دستان پر حرارتش، گرمی بخش دستان طفل نوپای انقلاب بود و سایه ی سنگینش سایه سار آزادی خواهان جهان.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir=rtl class=MsoNormal align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang=FA><FONT size=4>اما دیگر نه آن سایه بود و نه آن دستان. شاید دیگر انقلاب را بعد از آن روز باید در تاریخ می جست و امام را در...<o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir=rtl class=MsoNormal align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang=FA><FONT size=4>اما آیا مگر می شود باغ نوشکفته ی انقلاب را بدون باغبان متصور بود ؟ مگر می توان انقلاب را بدون مدد و یاری الهی شناخت ؟ مگر میتوان کشتی نجات بخش انقلاب اسلامی را در دریای پر تلاطم دوران بدون ناخدایی خدایی رها نمود و منتظر ملحق شدنش به اقیانوس بیکران مهدی موعود بود ؟ آری دستان خمینی این بار از آستین پرورش یافته ی مکتب خمینی برون آمد و دل غمدیده ی امت را گرمی بخش شد.<SPAN style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </SPAN>خمینی زمان اینبار سیدی خراسانی شد و راه فرزند خمین در پیش گرفت و ادامه داد و از پای ننشست. <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir=rtl class=MsoNormal align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang=FA><FONT size=4>خمینی زمان ناخدای کشتی انقلابی است که معمارش آن را به نور ایمان آراسته نمود و اکنون که فانوس بصیرت در دست اوست راه را نشان میدهد تا کشتی همچنان پیشرود. اکنون که 23 سال از آن تاریخ می گذرد با همان توان پنجه در پنجه ی دشمن و چشم در چشم او دارد می جنگد و از پای نمی نشیند. <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir=rtl class=MsoNormal align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang=FA><FONT size=4>این امت به خود میبالد که ناخدای کشتی اش بزرگ مردیست که دلش گرچه از نامردی به ظاهر محرمان خون است اما خم به ابرو نیاورده است و همچنان خمینی باقی مانده است.<SPAN style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </SPAN><o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir=rtl class=MsoNormal align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang=FA><FONT size=4>ما نسل سومی ها هرچند در سایه سار خمینی کبیر نیارمیده ایم ، اما به خود میبالیم که در دریای مواج زمان خادم ناخدایی هستیم که او را امام خامنه ای نام نهاده ایم. <o:p></o:p></FONT></SPAN></P> <P style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir=rtl class=MsoNormal align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang=FA><o:p><FONT size=4>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN></P> <P style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir=rtl class=MsoNormal align=center><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang=FA><FONT size=4>اللهم احفظ قائدنا الخامنه ای </FONT></SPAN></P> <P style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir=rtl class=MsoNormal align=center><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang=FA><FONT size=4></FONT></SPAN>&nbsp;</P> <P style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir=rtl class=MsoNormal align=center><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang=FA><IMG style="WIDTH: 405px; HEIGHT: 253px" border=0 hspace=0 alt="" align=absBottom src="http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/06/0008694.jpg" width=404 height=210></SPAN></P> text/html 2011-06-03T07:10:00+01:00 hamsangari110.mihanblog.com عباس قدیمی روح خدا به خدا پیوست http://hamsangari110.mihanblog.com/post/32 <P align=justify><BR><FONT size=3>هنوز خستگی نبرد در جان های رزمندگان مانده بود همه دل شکسته از پذیرش صلح، تمام امیدشان به امامشان بود تا شاید مرهم زخم هایشان باشد. زخم هایی خون آلود&nbsp;و&nbsp;یادگاری از دوران ایثار.اما ملت&nbsp; امامی داشت که امیر دلها بود و مرهم زخم ها. زخم ها اما پدر نیز مبتلایش بود، ولی دم نمیزد تا امت بماند. دیری نپایید که همه ی امید ها به یاس تبدیل گشت و جام زهر کار خود را کرد. جام زهری که پدر نوشید تا فرزندان بمانند و نمیرند. جام زهری که بزرگ مردی همچون امام را از پای درآورد و اینبار صلح حسنی را در پی قیام حسینی به بار آورد. امت دیگر امیدی برای ماندن نداشت. آخر دیگر شانه ای نبود تا اشک های خون آلودش را بر آن بریزد و دیگر سایه ای نبود تا در آن خسته و دل شکسته از همه جا بیارامد و ایام بگذراند. <BR></FONT><FONT size=4>آری روح خدا به خدا پیوست.</FONT></P> <P align=justify><FONT size=4></FONT>&nbsp;</P> <P align=justify><IMG style="WIDTH: 457px; HEIGHT: 371px" border=0 hspace=0 alt="" align=absBottom src="http://www.jtch.ir/UploadFile/DailyPicture/thumb_2j35pxt.jpg" width=647 height=621></P> <P align=justify><FONT size=3></FONT>&nbsp;</P> text/html 2011-06-01T19:14:36+01:00 hamsangari110.mihanblog.com عباس قدیمی انتظار من هم از دانشگاه ها همین است http://hamsangari110.mihanblog.com/post/31 <P align=justify><BR><FONT size=3>چند وقت پیش درست همزمان با لشگر کشی رژیم منحوس آل سعود به مردم بی دفاع و مظلوم بحرین، یکی از بچه های بسیار فعال و انقلابی دانشگاه که اتفاقا از دوستای بسیار خوب من هم هست، یه کار ابتکاری و جدید انجام داد. ایشون بدون اینکه از هیچ استاد حقوقی کمک بگیره یا حتی ایده بگیره، رفته بود و تمام قوانین حقوق بشری و شورای همکاری های خلیج فارس و ... رو دقیق خونده بود و ایرادات حقوقی حمله ی آل سعود خائن به بحرین رو در آورده بود و به صورت یه نامه ی کاملا رسمی برای سفیر عربستان در ایران، اعضای شورای همکاری خلیج فارس یعنی کویت،بحرین،قطر،امارات متحده ی عربی و بحرین ، وزارت امور خارجه و بالاخره شورای عالی امنیت ملی فرستاد و توی این نامه حسابی این کار رو محکوم کرده بود اون هم به شکلی که به قول معروف مو لای درزش نمی رفت. هفته ی پیش وقتی دیدمش بهم گفت که نامه رو خدمت حضرت آقا هم فرستاده و خیلی دوست داره بدونه که نظر حضرت آقا درباره ی این کار چیه؟ البته آقا مصباح داماد حضرت آقا بهش گفته بود که آقا از ما ها همین رو میخواد و مد نظر آقا هم این تیپ کاراست. ولی اینکه که خود آقا نامه رو بخونه خیلی اهمیت داشت. <BR>بالاخره بعد از یک هفته آقا مصباح تماس گرفت و خبر دادن که آقا نامه رو خونده. ایشون میگفت: وقتی آقا نامه رو خوندن خیلی خوشحال شدن و فرمودن که اتفاقا مد نظر من هم همین جور کاراست و دانشجو جماعت باید این تیپ کارها رو انجام بده و در واقع جهاد علمی که من از دانشگاهی ها میخوام یعنی این طور کارا.<BR>راستش رو بخواین وقتی من خبر رو شنیدم در وهله ی اول خیلی به خودم افتخار کردم که رهبری داریم که این قدر دقیق به کوچک ترین مسائل مملکت هم اشراف دارند و رسیدگی میکنن. بعد هم خدا رو شکر کردم که دوستایی دارم که با کارهاشون دل ولی امر رو شاد میکنن. ضمنا راستش رو بخواین بعد از پنج سال دانشجو بودن تازه فهمیدم که جهاد علمی که آقا سال 84 از ما خواستن یعنی چی؟ البته این رو هم بگم که تازه مسئولیت ما سخت تر میشه چون با تایید این کار و مشخص شدن وظیفه ی ما، ما موظفیم تا خواسته ی آقا رو هر طوری هست انجام بدیم .&nbsp;&nbsp; </FONT></P> <P><FONT size=3></FONT>&nbsp;</P> <P><FONT size=3><IMG style="WIDTH: 501px; HEIGHT: 386px" border=0 hspace=0 alt="" align=absBottom src="http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTrXqospZ5EtiP17n192YnW_tYYq4fWN9VfeITm8g20uR1u9qAb&amp;t=1" width=495 height=301></P> <P align=justify><BR>&nbsp;</P></FONT>